۱۳۹۹ مهر ۲۸, دوشنبه

خمینی قبل از انقلاب کاملا قابل شناسایی بود

 کاری از: ؟
یکی از دروغ های بزرگ اکثر انقلابیون 57(به جز اون انقلابیونی که هنوز طرفدار آیت الله خمینی هستند) اینه که خمینی اونا رو فریب داده، این انقلابیون به دروغ که میگن خمینی قبل از انقلاب ژست یک شخصیت دموکراتیک مثل گاندی، نلسون ماندلا و... داشته ولی بعد از انقلاب ذات واقعی خودش رو نشون داده و به آرمان های قبل از انقلابش خیانت کرده!
در اینکه خمینی قبل از انقلاب، در راستای تقیه آخوندی، بخشی از اهدافش رو پنهان کرده بود، شکی نیست ولی حقیقت اینه که خمینی قبل از انقلاب کاملا قابل شناسایی بود، همونطور که نظر بخشی از اپوزیسیون حکومت پهلوی مثل شاپور بختیار و غلامحسین صدیقی درباره خمینی، چه قبل و چه بعد از انقلاب تفاوتی چندانی نداشت!
1-خمینی قبل انقلاب صادقانه کتاب ولایت فقیه(1349) و کتاب تحریر الوسیله(بین دهه چهل تا پنجاه) رو نوشته بود، دو کتابی که بسیاری از افکار خمینی رو شامل میشه، بسیاری از انقلابیون از چنین چیزی مطلع بودند، مثلا زمانی که خمینی به عراق تبعید شد، روحانیون شیعه نجف مواضع تندی علیه نظریه ولایت فقیه خمینی گرفتند و خمینی تلخ ترین لحظات زندگی اش رو در عراق سپری کرد، مگه میشه روحانیون عراقی از این نظریه خمینی مطلع باشند ولی شخصیت های انقلابی شاخص چنین چیزی ندونند؟
مثلا صادق قطب زاده که یک نقش اساسی در وقوع انقلاب داشت، در خاطرات خودش، به اختلاف نظر شدید خمینی با روحانیون شيعه عراقی به خاطر مسئله ولایت فقیه اشاره کرده و مطمئنا بقیه افرادی که به خمینی نزدیک بوده اند، از وجود نظریه ولایت فقیه اطلاع داشتند، فقط مردم عادی و انقلابیون درجه دو می تونند بگن از چنین چیزی اطلاع نداشته اند، اما علاوه بر این دو کتاب، خمینی مطالب زیادی رو در اطلاعیه هاش یا سخنرانی هاش منتشر کرده بود و به دست مردم رسونده بود و اکثر مردم هم چنین مطالبی رو شنیده یا مطالعه کرده بودند که در ادامه متن زیر می خوانید
2-خمینی قبل از انقلاب با حق رای زنان مخالفت کرده بود
3-خمینی قبلا موضعی تند علیه امثال احمد کسروی و آیت الله شمس آبادی گرفته بود که به ترور این دو نفر به ترتيب در سال های 1324 و 1355 منجر شد و این موارد دیدگاه خود درباره آزادی بیان را نشان داده بود، همچنین در زمان های دیگه هیچ وقت نقش یک نفر مثل گاندی رو بازی نکرد، مثلا زمانی که آیت الله خمینی در عراق حضور داشت، محمد رضا شاه یک پیام تسلیت برای مرگ آیت الله حکیم فرستاد و این پیام با واکنش مثبت و تشکر برخی از روحانیون برجسته شیعه از شاه ایران روبرو شد، خمینی از این اقدام اون روحانیون خشمگین شده بود و در واکنش به سوالات طرفدارانش، حمله طرفدارانش به اونا رد نکرده بود، در واقع با سکوت یا یک نظر دو پهلو، غیر مستقیم بهشون مجوز داده که می تونید بهشون ضربه بزنید، این مطلب رو صادق قطب زاده در خاطرات خودش نقل کرده
4-خمینی قبلا با استخدام مردان برای آموزش به دختران در مدارس و دانشگاه ها مخالفت کرده بود
5- با شاغل شدن زنان در ادارات و مجلس و شهرداری مخالفت کرده بود
6-او با ورود زنان به ورزش نیز مخالفت کرده بود و گفته بود می خواهند کاری کنند که مرد و زن با هم کُشتی بگیرند
7-خمینی بارها گفته بود که ایده تساوی زن و مرد، برخلاف اسلام است
8-او به اینکه غیر مسلمانان می توانند در انتخابات رای بدهند اعتراض کرده بود
9-خمینی به اینکه غیر مسلمانان می توانند در انتخابات کانديدا شوند هم اعتراض کرده بود
10-خمینی هیچگاه علاقه خود به امثال نواب صفوی(قاتل کسروی و مخالف مصدق و حکومت پهلوی)را پنهان نکرده بود، همچنین خمینی هیچگاه از شخصیت هایی مثل محمد مصدق تمجید نکرده بود
11-خمینی از حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی سخن می گفت و هر انسان با سوادی منظور یک روحانی از حکومت اسلامی را درک می کند، در 500 سال اخیر کدام حکومت اسلامی مثل حکومت های غربی یا حکومت های ژاپن و کره جنوبی بوده؟
12-او بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را به رفراندوم گذاشت و انقلابیونی که امروز ادعا می کنند خمینی انقلاب را دزدیده به آن رای دادند
13-خمینی هر گاه از دموکراسی و آزادی سخن می گفت، بلافاصله چهارچوب اسلامی آن را ارائه می کرد، همیشه می گفت آزادی غربی نمی خواهیم و آزادی ما در چهارچوب اسلام است
13-ضمنا درسته که خمینی بخشی از سخنان مثبت قبل انقلاب خودش رو، بعد از انقلاب نقض کرد(مثلا قبل از انقلاب یک بار می گفت که دنبال رهبری بر کشور نیست یا وعده پیشرفت کشور در زمینه های مختلف را می داد) ولی در عوض بعد از انقلاب خیلی از سخنان منفی خودش در قبل از انقلاب رو اصلاح کرد مثلا بعد از انقلاب با حق رای زنان مخالفت نکرد، ورود زنان به ادارات رو ممنوع نکرد، ورزش زنان رو قدغن نکرد، حق غیرمسلمانان برای کاندید شدن در انتخابات رو منسوخ نکرد، حق رای غیرمسلمانان رو ممنوع نکرد، از آموزش مردان به زنان در مدارس و دانشگاه ها جلوگیری نکرد، خمینی که قبل انقلاب احمد کسروی را یک تبریزی بی سر و پا، نامیده بود، بعد از انقلاب درباره او گفت: کسروى یک آدمى بود تاریخ نویس، اطلاعات تاریخى‏ اش هم خوب‏ بود، قلمش هم خوب بود؛ اما غرور پیدا کرد!

در واقع ملی مذهبی ها و چپ ها فکر می کردند که خمینی یک آدم احمق هست و بعد از انقلاب می تونند استخوانی جلوی او بیاندازند و خرش کنند و با یک پست تشریفاتی فریبش بدهند و خودشون حکومت رو تصاحب کنند، بنابراین فعلا او رو تبدیل به بت کنند و از تمام سخنان و اعمال او چه درست و چه غلط، حمایت کنند تا حکومت پهلوی سرنگون بشه، بعد از انقلاب هم که این آخوند کم سواد توانایی تشکیل حکومت رو نداره ولی خمینی از همه شون باهوش تر بود و وقتی خمینی با همون ایدئولوژی قبل انقلابش، خود این انقلابیون رو از سفره انقلاب دور ریخت، یهویی اینا ادعا کردند که خمینی رو نشناخته ایم و فکر می کردیم کوروش و گاندی و نلسون ماندلا ظهور کرده! 

۱۳۹۹ مرداد ۱۴, سه‌شنبه

مصدق

 سخنان دکتر پیروز مجتهدزاده در خصوص ملی شدن صنعت نفت و دکتر محمد مصدق به دقت گوش کنید جهت اطلاعات شما خوبه.
 
 https://www.facebook.com/hamid.modaresi.357/videos/575509109559750/?t=202

۱۳۹۹ مرداد ۶, دوشنبه

بخشی از کارهای عمرانی پدر ایران نوین

کاری از: ؟
ان مرد امد با چکمه های از جنس اراده و عشقی به زیبایی تمام ایران. امد تا افکار کهنه مردم شپش و تراخم زده قجری زیر چکمه های اراده خود له کند. در دورانی وارد گود سیاسی جهان شد که استالین به صدها هزار تن از مردم خود رحم نکرد،ارامنه در ترکیه قتل عام شدند و یهودیان در المان در کوره های ادم سوزی هیتلر سوخته شدند .اما دیکتاتور کسی شد که دانشگاه ساخت و جوانان این سرزمین با بورسیه دولتی راهی اروپا کرد‌‌. همتی به بلندای دماوند داشت تا نیروهای تجزیه طلب ،از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق این سرزمین را ساکت کند تا ایران ایرانستان نشود
بخشی از کارهای عمرانی پدر ایران نوین در زیر اشاره می کنم نام یادش گرامی
1 : لغو بانک شاهنشاهی که به صورت مستقیم توسط انگلستان کنترل می شد و تاسیس بانک سپه ایران بعنوان اولین بانک ایرانی .
2 : تاسیس اولین دانشگاه رسمی ایران و پایتخت با نام دانشگاه تهران .
3 : ایجاد اولین امواج رادیویی در کشور با استفاده از مهندسان ایرانی از جمله دکتر حسابی .
4 : ساخت اولین راه آهن سراسری ایران از دریای خزر تا خلیج فارس با بودجه ی داخلی بر سر مالیات های قند و شکر و چای .
5 : اعزام بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان ممتاز با بودجه ی دولت به دانشگاههای خارجه برای آموختن دانش نوین .
6 : سازمان دهی عشایر و مستقر کردن آنان در محل های مختلف
7 : ایجاد اولین ارتش نوین ایران و مجهز کردن ارتش به سلاحهای پیشرفته
8 : ساخت اولین کارخانه ی هواپیما سازی در کشور با خرید امتیازات هواپیما های آلمانی
9 : ایجاد دادگاهها و داد گستری های نوین و به شکل امروزی در کشور
10 : شهرسازی مخصوصا در پایتخت و ساخت مهم ترین خیابانهای پایتخت از جمله خیابان ولیعصر و انقلاب امروزی که از بزرگترین و طویل ترین خیابانهای خاورمیانه محسوب می شوند .
11 : ساخت اولین فرودگاه بین المللی کشور در سال 1318 با کمک مهندسان آمریکائی با نام فرودگاه مهرآباد
12 : ساخت یکی از مهم ترین پل های ارتباطی راه آهنی جهان در دل کوهها با نام پل ورسک
13 : جاده سازی های مختلف در سرتاسر کشور از جمله ساخت جاده ی حیاتی در دل کوهها با سختی بسیار و امکانات نا چیز با نام جاده چالوس و ساخت تونل عریض کندوان با سختی های بسیار و با استفاده از بیل و کلنگ و ساخت بسیاری از جاده های کشور و راههای ارتباطی از جمله جاده ی لرستان – جاده ی شیراز و ..... .
14 : گسترش تا حدودی وسائل ارتباطی و مخابرات در کشور و تاسیس دانشکده ی مخابرات در ایران
15 : مبارزه با راه زنهای آن زمان که با قرار گرفتن بر سر راههای مسافران چپاول میکردند و مبارزه با شورش های عظیم در هر نقطه از کشور و بیرون کشاندن کشور از چند پارچگی و جلوگیری از تجزیه . ایجاد امنیت در کشور
16 : کشف حجاب ( همسان ساختن زنان ایرانی همچون زنان اروپائی و مترقی و راه دادن زنان جامعه به عرصه های اجتماعی و ورزش های بین المللی ) و همچنین واجب کردن کت و شلوار برای مرد ایرانی و کلاه موسم به کلاه پهلوی
17 : واجب کردن نام خانوادگی برای هر ایرانی که تا قبل از آن ایرانیان را با اسم کوچک و یا نام های ساختگی صدا میزدند و انتخاب نام خانوادگی پهلوی برای خاندان خود و ترویج انتخاب نام خانوادگی در کشور
18 : واجب کردن و صدور یک جلد شناسنامه یا سه جلدی برای هر نفر ایرانی که تا قبل از آن چیزی به این عنوان وجود نداشت
19 : لغو تمام قرار دادهای ننگینی که در رزیم قبلی مخصوصا در اواخر عصر قاجار با دوول روس و انگلیس بسته شده بود و بی اعتبار کردن آن قرار دادها در بین عموم
20 : اجبار کردن خدمت سربازی برای هر جوان ایرانی
21 : ایجاد اولین کاوش های بر روی تخت جمشید . رضا شاه با کمک باستان شناسان خارجی برای اولین بار کار کاوش بر روی بنای تخت جمشید را آغاز کرد
22 : رسیدگی و ساخت و ترمیم آرامگاه نادر شاه بزرگ و ساخت بنای سعدیه آرامگاه سعدی و ساخت حافظیه بنای آرامگاه جافظ به شکلی که امروزه میباشد با کمک معماران اصیل ایرانی و رسیدگی و ساخت بنای شاعر بزرگ ایرانی فردوسی در شهر توس مشهد
23 : ایجاد بساط تفریحی و شادی از جمله کاباره ها و کلوپ های رقص و مرسوم کردن خوانندگی در کشور
24: نابودی حرمسراهای شاهانه که در اکثر پادشاهان ایرانی رواج داشت
25 : دوری جستن از استمعار پیر و شوروی استعمار گر و سوق گیری و جهت گیری وی به سوی آلمان ها که هرگز از ایران بعنوان یک استعمار برای خود نگاه نکردند و همین امر سبب دشمنی انگلیس ها با رضا شاه و سرانجام اشغال ایران و تبعید وی شد
 
 May be an image of 2 people

*رضاشاه دیکتاتوری مقتدر، اما نه خون‌ریز!*


*رضاشاه دیکتاتوری مقتدر، اما نه خون‌ریز!*

من نه ارادتی به دیکتاتوری دارم، نه اراداتی به حکومت سلطنت مطلقه. اما با کسانی که از رضاشاه به عنوان یک دیکتاتور خون‌خوار یاد می‌کنند نیز مخالفم. رضاشاه را باید در ظرف زمانی خودش بررسی کرد. او در دوره‌ای حکومت 
می‌کرد که در اروپا دیکتاتورهای خشنی مثل هیتلر و موسولینی و فرانکو و سالازار حکم می‌راندند و در روسیه هیولایی چون استالین. بااین‌حال رضاشاه، در قیاس با این دیکتاتور‌ها، بسیار دموکرات بود و مرتکب هیچ نسل‌کشی یا قتل‌عامی نشد. کل مقتولین رضاشاه از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کنند (مدرس، عشقی، تیمورتاش و...). موقعی که حزب کمونیست ایران غیرقانونی اعلام و سرانش محاکمه شدند، حداکثر حکم برای آن‌ها ده سال زندان بود (اَرانی البته در زندان مرد).

غرض این‌که رضاشاه در قیاس با همهٔ شاهان ایرانی و چه بسا همتایان اروپایی و روسی‌اش کم‌ترین قتل سیاسی را انجام داد. نه اردوگاه مرگ تأسیس کرد، نه مثل اسلافش و اخلافش از کشته پشته ساخت. مقایسه کنید آمار اندک «قربانیانش» را با بیست میلیون قربانیان هیتلر و استالین.
تازه رضاشاه در یک کشور عقب‌ماندهٔ آسیایی حکومت می‌کرد و نه در مهد گوته و تولستوی. پس من نمی‌توانم او را دیکتاتوری خشن و خون‌ریز بنامم؛ هرچند رهبر اقتدارگرا، بااُبهت و کاریزماتیکی بود.

در این نوشته کاری به اقدامات عمرانی‌اش و نهادسازی‌هایش ندارم که بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد. فقط خواستم بگویم لقب «دیکتاتور خون‌ریز» مطلقاً به این شاه ایرانی نمی‌چسبد. مدارای او در برابر مخالفانش به راستی تحسین‌برانگیز است؛ بله تحسین‌برانگیز!

بیژن اشتری، 
نویسنده و مترجم

# رضا شاه

۱۳۹۳ فروردین ۲۵, دوشنبه

حــــــــق گرفتنی‌ست، با التماس به‌دست نمی‌آید!





*
حق
هـــــق
حـــــــــق
گرفتنی‌ست
اااااااااااااااااا
اااااااااااااااااا
و جــــــــــواب
مشـــت و لـگــد
فــقـــــــــــــــــط
فــقـــــــــــــــــــت
فــقـــــــــــــــــــــط
یه بار، دو بار، ســه بار
چهار بار پنج بار، شیشبار
هفت بار، هشت بار، نـه بار
ده بـــار، صــدبـار، هـزار بــار
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
چرا می‌زنی؟ آی نــزن، نـــزن
بهشت زووری نمی‌.خوام، نـزن
جـــــوون مـــــــادرت نـــــــــــزن
جــــوون بچــــــه‌هات نـــــــــزن
نـــزن، نــــزن، گفتــــم نــــــزن
بی‌شـــرف نــــــــــزن اســــت
اااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا
ما به‌زوودی سر بلند خواهیم کرد
ما به‌زوودی کمر راست خواهیم کرد
غـــــرّش‌کنـــــان به‌ مانند شیـــر ژیان
مابه‌زوودی آن‌چه‌بایست‌ خواهیم‌کرد
اااااااااااااااااااااااااااا!!!!ااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااا!!!!اااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااا!!!!اااااااااااااااااااااااا
ما به زوودی کمر راست خواهیم کرد
غــــــرّش‌کنـــان به‌مانند شیـــــر ژیان
مابه‌زوودی آن‌چه‌بایست‌ خواهیم‌کرد
ااااااااااااااااااااااااا!!!!اااااااااااااااااااااا
اااااااااااااااااااااااااا!!!!ااااااااااااااااااااا
اااااااااااااااااااااااااا!!!!ااااااااااااااااااااا
ما به زوودی کمر راست خواهیم کرد
غــــــرّش‌کنــــان به‌مانند شیــــر ژیان
مابه‌زوودی آن‌چه‌بایست‌ خواهیم‌کرد
اااااااااااااااااااااااااا!!!!ااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااا!!!!اااااااااااااااااااااا
ااااااااااااااااااااااااااا!!!!اااااااااااااااااااا
-------------------------------------
----------------------------
----------------------
-----------------
-------------
----------
-------
-----
---
-




۱۳۹۰ آذر ۲۱, دوشنبه

مجموعه‌ای بزرگ از آیات قرآن در مورد اجباری نبودن دین


مجموعه‌ای بزرگ از آیات قرآن در مورد اجباری نبودن دین

برای اطمینان از صحت این آیه‌ها، ترجمه‌های قرآن توسط آقایان فولادوند، مکارم شیرازی و خرمشاهی را با هم مقایسه کنید. با تشکر از سایت پارس‌قرآن ( http://www.parsquran.com ) که این ترجمه‌ها را هم به‌صورت جداگانه و هم به‌صورت مجموعه (یک آیه با سه ترجمه)، در دسترس عموم قرار داده است.

قبل از آوردن همه‌ی سوره‌ها و آیه‌ها با نام و شماره‌شان، اگر به این مجموعه‌ی کوچک از خلاصه‌ی بعضی از این آیه‌ها دقت کنیم:

«پيامبر وظيفه‌‏اي جز ابلاغ رسالت ندارد/ تو مامور اجبار آنها به هدايت نيستي/ بگو من فقط بيم ‏دهنده و بشارت ‏دهنده‏‌ام/ در قبول دين، اكراهى نيست (در دين هيچ اجبارى نيست)/ وظيفه ندارى آنها را مجبور سازى/ تو فقط تذكر دهنده‏‌اي/ آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمى‏رساند بازگشت همه شما به سوى خداست/ هدايت آنان (به طور اجبار) بر عهده تو نيست‏، بلكه خداوند هركس را كه بخواهد هدايت مى‏كند/ اگر خدا مى‏خواست مشرك نمى‏شدند و ما تو را مسؤول آنها قرار نداده‏ ايم/ اگر پروردگار مي‏خواست تمام آنها كه در روي زمين هستند همگي (از روي اجبار) ايمان مي‏آوردند، آيا تو مي‏خواهي مردم را مجبور سازي كه ايمان بياورند؟/ هيچكس نمي‏تواند ايمان بياورد جز به فرمان خدا/ بگو هر كس هدايت يابد براي خود هدايت شده، و هر كس گمراه گردد به زيان خود گمراه شده، و من ماءمور (به اجبار) شما نيستم/ در هر حال تو فقط مامور ابلاغ هستي و حساب (آنها) بر ماست/ پروردگار تو به كسانى كه از راه او گمراه گشته‏ اند، آگاهتر است/ پروردگار تو ميان آنها در قيامت به حكم خود داوري مي‏كند»

می‌توانیم با توجه به اینکه چنین آیاتی، همچون خطوط  قرمزی ضخیم و دنباله‌دار، به فراوانی از اول تا آخر قرآن یافت می‌شود، همه را این طور خلاصه کنیم: « هدایت یا گمراهی مردم با خدا و بر حسب عقل و ادراک و بینایی و شنوایی‌ای است که او به آن‌ها داده است و وظیفه و ماموریت پیامبر فقط و فقط ابلاغ رسالت و هشدار و تذكر و بشارت دادن است و نه مجبورکردن مردم به قبول دین یا همهٔ اصول و فروع دین. پروردگاری که حتا شیطان را هم آزاد می‌گذارد، از پیامبرانش به حال آفریدگانش آگاه‌تر است و در قیامت میان آن‌ها داوری می‌کند. »


قرآن

سوره ۲: البقرة

ما تو را به حق، براى بشارت و بيم دادن  فرستاديم و تو مسئول (گمراهى) دوزخيان (پس از ابلاغ رسالت) نيستى! ﴿۱۱۹﴾

... بگو: «مشرق و مغرب، از آن خداست؛ خدا هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مى‏كند.» ﴿۱۴۲﴾

... خدا، هر كس را بخواهد، به راه راست هدايت مى‏كند. ﴿۲۱۳﴾

... و كسى از علم او آگاه نمى‏گردد؛ جز به مقدارى كه او بخواهد... ﴿۲۵۵﴾

در قبول دين، اكراهى نيست (در دين هيچ اجبارى نيست)... ﴿۲۵۶﴾

(خدا) دانش و حكمت را به هر كس بخواهد مى‏دهد ... ﴿۲۶۹﴾

هدايت آنان (به طور اجبار،) بر عهده تو نيست‏، بلكه خداوند هركس را كه بخواهد هدايت مى‏كند ... ﴿۲۷۲﴾


سوره ۳: آل عمران

... به كسانى كه اهل كتابند (یهود و نصاری) و به مشركان بگو آيا اسلام آورده‏ ايد پس اگر اسلام آوردند قطعا هدايت‏ يافته‏ اند و اگر روى برتافتند فقط رساندن پيام بر عهده توست و خداوند به [امور] بندگان بيناست ﴿۲۰﴾

... بگو: فضل به دست خداست؛ و به هر كس بخواهد مى‏ دهد... ﴿۷۳﴾

... و پيروزى جز از جانب خداوند تواناى حكيم نيست ﴿۱۲۶﴾
تا برخى از كسانى را كه كافر شده ‏اند نابود كند يا آنان را خوار سازد تا نوميد بازگردند ﴿۱۲۷﴾  
هيچ يك از اين كارها در اختيار تو نيست‏. يا [خدا] بر آنان مى‏بخشايد يا عذابشان مى‏كند ... ﴿۱۲۸﴾
و آنچه در آسمانها و آنچه در زمين است از آن خداست هر كه را بخواهد مى‏آمرزد و هر كه را بخواهد عذاب مى‏كند و خداوند آمرزنده مهربان است ﴿۱۲۹﴾



سوره ۴: النساء

هركس از پيامبر اطاعت كند در حقيقت از خداوند اطاعت كرده است، و هركس سر پيچد [بدان‏] كه تو را نگهبان ايشان نفرستاده ‏ايم‏. ﴿۸۰﴾

... آيا شما مى‏خواهيد كسانى را كه خداوند گمراه كرده، هدايت كنيد؟! در حالى كه هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت. ﴿۸۸﴾

خداوند، شرك به او را نمى‏آمرزد؛ (ولى) كمتر از آن را براى هر كس بخواهد مى‏آمرزد. و هر كس براي خدا شريكي قائل شود در گمراهي دوري افتاده است. ﴿۱۱۶﴾

... هر كس را خداوند گمراه كند، راهى براى او نخواهى يافت. ﴿۱۴۳﴾



سوره ۵: المائدة

اما بخاطر پيمان‏شكنى، آنها را از رحمت خويش دور ساختيم؛ و دلهاى آنان را سخت و سنگين نموديم ... از آنها درگذر و صرف‏نظر كن، كه خداوند نيكوكاران را دوست مى‏دارد! ﴿۱۳﴾

آنها كسانى هستند كه خدا نخواسته دلهايشان را پاك كند... ﴿۴۱﴾

... اگر خدا مى‏خواست، همه شما را امت واحدى قرارمى‏داد؛ ولى خدا مى‏خواهد شما را در آنچه به شما بخشيده بيازمايد ... ﴿۴۸﴾

پيامبر وظيفه ‏اي جز ابلاغ رسالت (و دستورهاي الهي) ندارد (و مسئول اعمال شما نيست) و خدا ميداند چه چيزها را آشكار، و چه چيزها را پنهان ميداريد.. ﴿۹۹﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ ايد به خودتان بپردازيد هر گاه شما هدايت‏ يافتيد آن كس كه گمراه شده است به شما زيانى نمى‏رساند بازگشت همه شما به سوى خداست ... ﴿۱۰۵﴾



سوره ۶: الأنعام

و ما پيامبران را جز مژده‏ آور و هشداردهنده نمى‏فرستيم ... ﴿۴۸﴾

پاره‏ اى از آنها به تو گوش فرامى‏دهند؛ ولى بر دلهاى آنان پرده‏ ها افكنده‏ ايم تا آن را نفهمند و در گوش آنها، سنگينى قرار داده‏ ايم و اگر تمام نشانه‏ هاى حق را ببينند، ايمان نمى‏آورند... ﴿۲۵﴾

... و اگر خدا مى‏خواست قطعا آنان را (اجبارا) بر هدايت گرد مى‏آورد (اما هدايت اجباري چه سود دارد؟) پس زنهار از نادانان مباش. ﴿۳۵﴾

آنها كه آيات ما را تكذيب كردند، كر و لال در تاريكي ها قرار دارند. هر كس را خدا بخواهد گمراه مى‏كند و هر كس را بخواهد بر راه راست قرار خواهد داد. ﴿۳۹﴾

قوم و جمعيت تو، آن (آيات الهى) را تكذيب و انكار كردند، در حالى كه حق است! (به آنها) بگو: من مسؤول (ايمان ‏آوردن) شما نيستم! (وظيفه من، تنها ابلاغ رسالت است، نه اجبار شما بر ايمان.) ﴿۶۶﴾

اين، هدايت خداست كه هر كس از بندگان خود را بخواهد با آن راهنمايى مى‏كند... ﴿۸۸﴾

به راستى رهنمودهايى از جانب پروردگارتان براى شما آمده است پس هر كه به ديده بصيرت بنگرد به سود خود او و هر كس از سر بصيرت ننگرد به زيان خود اوست و من بر شما نگهبان نيستم (و شما را اجبار نميكنم) ﴿۱۰۴﴾

اگر خدا مى‏خواست (همه به اجبار ايمان مى‏آوردند و هيچ يك) مشرك نمى‏شدند و ما تو را مسؤول (و نگهبان) آنها قرار نداده‏ ايم؛ و وظيفه ندارى آنها را (به ايمان) مجبور سازى (تو وكيل آنان نيستى)! ﴿۱۰۷﴾

و اگر ما فرشتگان را به سوى آنان مى‏فرستاديم و اگر مردگان با آنان به سخن مى‏آمدند ... باز هم ايمان نمى‏آوردند؛ مگر آنكه خدا بخواهد... ﴿۱۱۱﴾

... و اگر پروردگارت مى‏خواست، چنين نمى‏كردند؛ (و اجبارا مى‏توانست جلو آنها را بگيرد؛ ولى اجبار سودى ندارد.) بنابر اين، آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار! ﴿۱۱۲﴾

پروردگار تو به كسانى كه از راه او گمراه گشته‏ اند، آگاهتر است؛ و همچنين به كسانى كه هدايت يافته‏ اند. ﴿۱۱۷﴾

پس كسى را كه خدا بخواهد هدايت كند، دلش را به پذيرش اسلام مى‏گشايد و هر كه را بخواهد گمراه كند دلش را سخت تنگ مى‏گرداند ... ﴿۱۲۵﴾

و همچنين شركاي آنها (يعني بتها) قتل فرزندانشان را در نظرشان جلوه داده بودند (كودكان خود را قرباني بتها مي‏كردند و افتخار مي‏نمودند!) و عاقبت اين كار چنين شد كه آنها را به هلاكت افكندند و آئينشان را دگرگون ساختند و اگر خدا مي‏خواست چنين نمي‏كردند (زيرا مي‏توانست اجبارا جلو آنان را بگيرد ولي اجبار سودي ندارد) بنابراين آنها و تهمتهايشان را به حال خود واگذار (و به اعمال آنها اعتنا مكن). ﴿۱۳۷﴾

بگو حجت رسا و روشن از آن خداوند است، و اگر او بخواهد، همه شما را (به اجبار) هدايت مى‏كند. (ولى چون هدايت اجبارى بى‏ثمر است، اين كار را نمى‏كند.) ﴿۱۴۹﴾

كسانى كه دينشان را پاره پاره كردند و فرقه فرقه شدند، تو هيچ گونه رابطه‏ اى با آنها ندارى (و مسؤول ايشان نيستى)! سر و كار آنها تنها با خداست... ﴿۱۵۹﴾


سوره ۷: الأعراف

ما شما را آفريديم؛ سپس صورت بندى كرديم؛ بعد به فرشتگان گفتيم: «براى آدم خضوع كنيد! » آنها همه سجده كردند؛ جز ابليس كه از سجده ‏كنندگان نبود. ﴿۱۱﴾ (خداوند به او) فرمود: «چون تو را امر به سجده كردم چه چيز تو را بازداشت كه سجده نكردى؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريده‏ اى و او را از گل!» ﴿۱۲﴾ گفت: «از آن (مقام و مرتبه ‏ات) فرود آى! تو حق ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى! ﴿۱۳﴾ (شيطان) گفت: مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار). ﴿۱۴﴾ (خداوند) فرمود: «تو از مهلت داده شدگانى!» ﴿۱۵﴾ [شیطان]گفت: «اكنون كه مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها كمين مى كنم! ﴿۱۶﴾

... و مي‏گويند سپاس مخصوص خداوندى است كه ما را به اين (همه نعمتها) رهنمون شد؛ و اگر خدا ما را هدايت نكرده بود، ما (به اينها) راه نمى‏يافتيم... ﴿۴۳﴾

... پيامبرانشان دلايل روشن براى آنان آوردند اما آنان به آنچه قبلا تكذيب كرده بودند، ايمان نمى‏آوردند! اين‏گونه خدا بر دلهاى كافران مهر مى‏نهد (و حس تشخيصشان را سلب مى‏كند). ﴿۱۰۱﴾

...اين جز آزمايش تو نيست هر كه را بخواهى به وسيله آن گمراه و هر كه را بخواهى هدايت مى‏كنى تو سرور مايى پس ما را بيامرز و به ما رحم كن و تو بهترين آمرزندگانى ﴿۱۵۵﴾

آن كس را كه خدا هدايت كند، هدايت يافته (واقعى) اوست و كسانى را كه گمراه سازد، زيانكاران (واقعى) آنها هستند! ﴿۱۷۸﴾

هر كس را خداوند گمراه سازد، هدايت كننده‏ اى ندارد؛ و آنها را در طغيان و سركشى‏شان رها مى‏سازد، تا سرگردان شوند! ﴿۱۸۶﴾

بگو: من مالك سود و زيان خويش نيستم، مگر آنچه را خدا بخواهد... من فقط بيم ‏دهنده و بشارت ‏دهنده‏ ام براى گروهى كه ايمان مى‏آورند! ﴿۱۸۸﴾

و اگر آنها را به هدايت فرا خوانيد، سخنانتان را نمى‏شنوند! و آنها را مى‏بينى به تو نگاه مى‏كنند، اما در حقيقت نمى‏بينند! ﴿۱۹۸﴾

(به هر حال) با آنها مدارا كن و عذرشان را بپذير، و به نيكى‏ها دعوت نما، و از جاهلان روى بگردان (و با آنان ستيزه مكن)! ﴿۱۹۹﴾


سوره ۸: الأنفال

و اگر خداوند خيرى در آنان [که ایمان نمیآورند] سراغ داشت به آنان گوش شنوا مى‏داد... ﴿۲۳﴾
... خداوند نسبت به بندگانش هرگز ستم روا نمي‏دارد.﴿۵۱﴾
و اگر تمايل به صلح نشان دهند، تو نيز از در صلح درا، و بر خدا تكيه كن كه او شنوا و داناست.﴿۶۱﴾


سوره ۹: التوبة

چگونه پيمان با مشركان نزد خداوند و نزد پيامبرش محترم داشته شود؟ مگر [در مورد] كسانى كه با آنان نزديك مسجدالحرام [در حديبيه‏] پيمان بسته ‏ايد، پس مادام كه بر عهد خود با شما استوار باشند، شما نيز با آنان استوار باشيد، كه خداوند پرهيزگاران را دوست دارد ﴿۷﴾

رسولي از خود شما به سويتان آمد كه رنجهاي شما بر او سخت است، و اصرار به هدايت شما دارد و نسبت به مؤ منان رئوف و مهربان است. ﴿۱۲۸﴾ پس اگر روى برتافتند بگو خدا مرا بس است هيچ معبودى جز او نيست بر او توكل كردم و او پروردگار عرش بزرگ است ﴿۱۲۹﴾


سوره ۱۰: يونس

و خداوند دعوت به سراي صلح و سلامت مي‏كند و هر كس را بخواهد به راه راست هدايت مي‏نمايد. ﴿۲۵﴾

و اگر تو را تكذيب كردند بگو عمل من به من اختصاص دارد و عمل شما به شما اختصاص دارد شما از آنچه من انجام مى‏دهم غير مسؤوليد و من از آنچه شما انجام نمى‏دهيد غير مسؤولم. ﴿۴۱﴾

و اگر پروردگار مي‏خواست تمام آنها كه در روي زمين هستند همگي (از روي اجبار) ايمان مي‏آوردند، آيا تو مي‏خواهي مردم را مجبور سازي كه ايمان بياورند؟ (ايمان اجباري چه سودي دارد؟!) ﴿۹۹﴾

(اما) هيچكس نمي‏تواند ايمان بياورد جز به فرمان خدا (و توفيق و ياري و هدايت او)... ﴿۱۰۰﴾

بگو اي مردم حق از طرف پروردگارتان به سراغ شما آمده، هر كس (در پرتو آن) هدايت يابد براي خود هدايت شده، و هر كس گمراه گردد به زيان خود گمراه شده، و من ماءمور (به اجبار) شما نيستم. ﴿۱۰۸﴾


سوره ۱۱: هود

... تو فقط هشداردهنده‏ اى و خدا بر هر چيزى نگهبان است. ﴿۱۲﴾

حال اين دو گروه (مؤ منان و منكران) حال نابينا و كر و بينا و شنوا است ... ﴿۲۴﴾
و به راستى نوح را به سوى قومش فرستاديم [گفت] من براى شما هشداردهنده‏ اى آشكارم ﴿۲۵﴾

(نوح گفت:) من هرگز به شما نمي‏گويم خزائن الهي نزد من است و نمي‏گويم غيب مي‏دانم و نمي‏گويم من فرشته‏ ام و (نيز) نمي‏گويم آنها كه در نظر شما خوار مي‏آيند خداوند خيري به آنها نخواهد داد، خدا از دل آنها آگاهتر است ... ﴿۳۱﴾

(نوح گفت:) و اگر بخواهم شما را اندرز دهم در صورتى كه خدا بخواهد شما را بيراه گذارد (گمراه سازد ) اندرز من شما را سودى نمى‏بخشد او پروردگار شماست و به سوى او باز گردانيده مى‏شويد ﴿۳۴﴾

(مشركان) مي‏گويند او (محمد) اين سخنان را بدروغ بخدا نسبت داده بگو اگر من اينها را از پيش خود ساخته باشم و به او نسبت دهم گناهش بر عهده من است ... ﴿۳۵﴾

و [نوح] كشتى را مى‏ساخت و هر بار كه اشرافى از قومش بر او مى‏گذشتند او را مسخره مى‏كردند مى‏گفت اگر ما را مسخره مى‏كنيد ما [نيز] شما را همان گونه كه مسخره مى‏كنيد مسخره خواهيم كرد. ﴿۳۸﴾

[هود گفت ] ... هيچ جنبنده‏ اى نيست مگر اينكه او [خداوند] مهار هستى‏ اش را در دست دارد به راستى پروردگار من بر راه راست است ﴿۵۶﴾

و اگر روي برگردانيد من [هود] رسالتي را كه مامور بودم به شما رساندم و خداوند گروه ديگري را جانشين شما مي‏كند و شما كمترين ضرري به او نمي‏رسانيد ... ﴿۵۷﴾

سرمايه حلالي كه خداوند براي شما باقي گذارده برايتان بهتر است اگر ايمان داشته باشيد، و من [شعیب] پاسدار شما (و مامور بر اجبارتان به ايمان) نيستم. ﴿۸۶﴾

و پروردگار تو اعمال هر يك را بي كم و كاست به آنها خواهد داد، او به آنچه عمل مي‏كنند آگاه است. ﴿۱۱۱﴾
و تكيه بر ظالمان نكنيد كه موجب مي‏شود آتش شما را فرو گيرد و در آن حال جز خدا هيچ ولي و سرپرستي نخواهيد داشت و ياري نمي‏شويد. ﴿۱۱۳﴾
و اگر پروردگارت مي‏خواست همه مردم را امت واحده (بدون هيچگونه اختلاف) قرار مي‏داد، ولي آنها همواره مختلفند. ﴿۱۱۸﴾


سوره ۱۲: يوسف

و [اى يوسف] بيشتر مردم، هر چند اصرار داشته باشي، ايمان نمي‏آورند!  ﴿۱۰۳﴾


سوره ۱۳: الرعد

المر[الف لام ميم راء] اينها آيات كتاب (آسماني) است، و آنچه از طرف پروردگار بر تو نازل شده حق است ولي اكثر مردم ايمان نمي‏آورند. ﴿۱﴾
و آنان كه كافر شده‏ اند مى‏گويند چرا نشانه‏ اى آشكار از طرف پروردگارش بر او نازل نشده است [اى پيامبر] تو فقط هشداردهنده‏ اى و براى هر قومى رهبرى است ﴿۷﴾

و آنها كه كافر شدند مي‏گويند چرا آيه (و معجزه) اي از پروردگارش بر او نازل نشده است ؟ بگو خداوند هر كس را بخواهد گمراه، و هر كس را كه به سوي او باز گردد هدايت مي‏كند ﴿۲۷﴾

... آيا آنها كه ايمان آورده ‏اند نمي‏دانند كه اگر خدا بخواهد همه مردم را (به اجبار) هدايت مي‏كند (اما هدايت اجباري سودي ندارد) ... ﴿۳۱﴾
... هر كس را خدا گمراه كند راهنمائي نخواهد داشت. ﴿۳۳﴾

و اگر پاره‏ اي از مجازاتها را كه به آنها [مشركان] وعده داده‏ ايم به تو نشان دهيم يا (پيش از فرا رسيدن اين مجازاتها) تو را بميرانيم، در هر حال تو فقط مامور ابلاغ هستي و حساب (آنها) بر ماست! ﴿۴۰﴾


سوره ۱۴: إبراهيم

ما هيچ پيامبري را نفرستاديم مگر به زبان قومش تا (حقايق را) براي آنها آشكار سازد، سپس خدا هر كس ‍ را بخواهد گمراه و هر كس را بخواهد هدايت مي‏كند، و او توانا و حكيم است. ﴿۴﴾

موسي (به بني اسرائيل) گفت اگر شما و همه مردم روي زمين كافر شويد (به خدا زياني نميرسد) چرا كه خداوند بي نياز و شايسته ستايش است. ﴿۸﴾

و گمان مبر كه خدا از كارهاي ظالمان غافل است (نه، بلكه كيفر) آنها را تاخير انداخته براي روزي كه چشمها در آن (از ترس و وحشت) از حركت باز مي‏ايستد. ﴿۴۲﴾

روزى كه زمين به غير اين زمين و آسمانها (به غير اين آسمانها) مبدل گردد و (مردم) در برابر خداى يگانه قهار ظاهر شوند ﴿۴۸﴾


سوره ۱۵: الحجر

... و (به خاطر بياور) هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشكيده‏ اى كه از گل بدبويى گرفته شده، مى‏آفرينم. (28) هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد!» (29) همه فرشتگان، بى استثنا، سجده كردند (30) جز ابليس، كه ابا كرد از اينكه با سجده‏ كنندگان باشد. (31) [خداوند] فرمود: «اى ابليس! چرا با سجده‏كنندگان نيستى؟!» (32) [ابليس] گفت: «من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريده‏اى، سجده نخواهم كرد!» (33) [خداوند] فرمود: «از صف آنها ( فرشتگان) بيرون رو، كه رانده‏شده‏اى (از درگاه ما!). (34) و لعنت تا روز قيامت بر تو خواهد بود!» (35) [ابليس] گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار!)» (36) [خداوند] فرمود: تو از مهلت يافتگانى! (37) تا روز [و] وقت معلوم (38) گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان مى‏آرايم و همه را گمراه خواهم ساخت ﴿۳۹﴾

ما آسمان و زمين و آنچه ميان آن دو است، جز به حق نيافريديم، و ساعت موعود (قيامت) قطعا فرا خواهد رسيد، از آنها (دشمنان) به خوبي صرفنظر كن (و آنها را به نادانيهايشان ملامت ننما). ﴿۸۵﴾

و بگو من همان هشداردهنده آشكارم ﴿۸۹﴾

آشكار آنچه را ماموريت داري بيان كن و از مشركان روي گردان (و به آنها اعتنا نكن) ﴿۹۴﴾



سوره ۱۶: النحل

و بر خداست كه راه راست را به بندگان نشان دهد، اما بعضي از راهها بيراهه است و اگر خدا بخواهد همه شما را (به اجبار) هدايت مي‏كند (ولي اجبار سودي ندارد). ﴿۹﴾

و مشركان گفتند اگر خدا مى‏خواست نه ما و نه پدرانمان چيزى را جز او نمى‏پرستيديم، و چيزى را جز به امر او حرام نمى‏كرديم، پيشينيان آنان هم به همين شيوه رفتار كردند، و[لى] آيا جز پيام‏رسانى آشكار چيزى بر عهده پيامبران است؟ ﴿۳۵﴾

و به راستى كه در ميان هر امتى پيامبرى برانگيختيم [تا بگويند] كه خداوند را بپرستيد و از طاغوت پرهيز كنيد و از ايشان كسانى هستند كه خداوند هدايتشان كرده و از ايشان كسانى هستند كه سزاوار گمراهى‏ اند ... ﴿۳۶﴾

و اگر خداوند مردم را بخاطر ظلمشان مجازات كند جنبنده‏ اي را بر پشت زمين باقي نخواهد گذارد، ولي [مجازات] آنها را تا زمان معيني بتاخير مي‏اندازد ... ﴿۶۱﴾

و اگر روي برتابند [بدان‏] تو فقط وظيفه ابلاغ آشكار داري. ﴿۸۲﴾

و اگر خدا ميخواست همه شما را امت واحدي قرار ميداد (همه را به اجبار وادار به ايمان ميكرد) ولي خدا هر كس را بخواهد  گمراه و هر كس را بخواهد  هدايت ميكند ... ﴿۹۳﴾

كساني كه ايمان به آيات الهي ندارند خداوند آنها را هدايت نمي‏كند ... ﴿۱۰۴﴾

... خدا گروه كافران را هدايت نمى‏كند ﴿۱۰۷﴾

اينان كسانى هستند كه خداوند بر دلها و گوشها و ديدگانشان مهر نهاده است و اينانند كه غافلند ﴿۱۰۸﴾

با حكمت و اندرز نيكو به سوي راه پروردگارت دعوت نما، و با آنها به طريقي كه نيكوتر است استدلال و مناظره كن، پروردگار تو از هر كسي بهتر مي‏داند چه كساني از طريق او گمراه شده‏ اند و چه كساني هدايت يافته ‏اند. ﴿۱۲۵﴾


سوره ۱۷: الإسراء

هر كس هدايت شود براي خود هدايت يافته، و آن كس كه گمراه گردد به زيان خود گمراه شده است (و ضررش متوجه خود او است) و هيچكس بار گناه ديگري را به دوش نمي‏كشد ... ﴿۱۵﴾

آن كس كه تنها زندگي زودگذر (دنياي مادي) را مي‏طلبد آن مقدار از آن را كه بخواهيم و به هر كس اراده كنيم مي‏دهيم، سپس ‍ دوزخ را براي او قرار خواهيم داد ... ﴿۱۸﴾

و هر كس خواهان آخرت است و نهايت كوشش را براى آن بكند و مؤمن باشد آنانند كه تلاش آنها مورد حق‏شناسى واقع خواهد شد ﴿۱۹﴾

هر دو [دسته] اينان و آنان را از عطاى پروردگارت مدد مى‏بخشيم و عطاى پروردگارت [از كسى] منع نشده است ﴿۲۰﴾

و اگر از ايشان، در طلب رحمتى از پروردگارت كه در آن اميد بسته‏ اى، رويگردان شدى، با آنان به خوشى سخن بگو ﴿۲۸﴾

و هنگامي كه قرآن مي‏خواني ميان تو و آنها كه ايمان به آخرت ندارند حجاب ناپيدائي قرار مي‏دهيم! ﴿۴۵﴾

و بر دلهايشان پوششها مى‏نهيم تا آن را نفهمند و در گوشهايشان سنگينى (قرار مى‏دهيم) و چون در قرآن پروردگار خود را به يگانگى ياد كنى با نفرت پشت مى‏كنند ﴿۴۶﴾

پروردگار شما از (نيات و اعمال) شما آگاهتر است اگر بخواهد (و شايسته ببيند) شما را مشمول رحمت خود مي‏كند و اگر بخواهد مجازات مي‏كند و ما تو را وكيل بر آنها نساخته‏ ايم (كه ملزم باشي آنها اجبارا ايمان بياورند). ﴿۵۴﴾

به ياد آوريد زماني را كه به فرشتگان گفتيم براي آدم سجده كنيد، آنها همگي سجده كردند جز ابليس كه گفت آيا براي كسي سجده كنم كه او را از خاك آفريده‏اي؟! ﴿۶۱﴾ (سپس) گفت اين كسي را كه بر من ترجيح داده‏ اي اگر تا روز قيامت مرا زنده بگذاري همه فرزندانش را جز عده كمي گمراه و ريشه كن خواهم ساخت! ﴿۶۲﴾ فرمود: برو! هر كس از آنان از تو تبعيت كند جهنم كيفر آنها است، كيفري است فراوان! ﴿۶۳﴾ هر كدام از آنها را مي‏تواني با صداي خودت تحريك كن، و لشكر سواره و پياده‏ ات را بر آنها گسيل دار، و در ثروت و فرزندانشان شركت جوي، و آنها را با وعده‏ ها سرگرم كن ولي شيطان جز فريب و دروغ وعده‏اي نمي‏دهد. ﴿۶۴﴾ (اما بدان) تو هرگز سلطه‏ اي بر بندگان من پيدا نخواهي كرد (و آنها هيچگاه به دام تو گرفتار نمي‏شوند) همين قدر كافي است پروردگارت حافظ آنها باشد. ﴿۶۵﴾

بگو هر كس طبق روش (و خلق و خوي) خود عمل ميكند. پروردگار شما! آنها را كه راهشان نيكوتر است بهتر مي‏شناسد. ﴿۸۴﴾

ما در اين قرآن براي مردم از هر چيز مثلى آورديم اما اكثر مردم (در برابر آن) جز انكار حق، كاري ندارند. ﴿۸۹﴾

و هر كه را خدا هدايت كند او رهيافته است و هر كه را گمراه سازد در برابر او براى آنان هرگز دوستانى نيابى ... ﴿۹۷﴾

ما قرآن را به حق نازل كرديم، و به حق نازل شد، و تو را جز براي بشارت و بيم دادن نفرستاديم. ﴿۱۰۵﴾

بگو: چه شما ايمان بياوريد، و چه نياوريد، آنها كه پيش از اين علم و دانش به آنان داده شده هنگامي كه (اين آيات) بر آنها خوانده ميشود به خاك ميافتند و سجده مي‏كند. ﴿۱۰۷﴾


سوره ۱۸: الكهف

... هر كس را خدا هدايت كند هدايت يافته واقعي او است، و هر كس را گمراه كند ولي و راهنمائي هرگز براي او نخواهي يافت. ﴿۱۷﴾

بگو اين حق است از سوي پروردگارتان، هر كس مي‏خواهد ايمان بياورد  و هر كس مي‏خواهد كافر گردد، ما براي ستمگران آتشي آماده كرده‏ايم ... ﴿۲۹﴾

و ما پيامبران را جز مژده آور و هشداردهنده نمى‏فرستيم و كافران از باطل دفاع مى‏كنند كه حق را با آن ابطال كنند، و آيات من و هشدار خويش را به ريشخند گرفتند ﴿۵۶﴾

... ما بر دلهاشان پرده افكنده‏ ايم تا نفهمند، و در گوشهايشان سنگيني قرار داده ‏ايم (تا صداي حق را نشنوند!) و لذا اگر آنها را به سوي هدايت بخواني هرگز هدايت نمي‏شوند! ﴿۵۷﴾

و پروردگار تو آمرزنده و صاحب رحمت است، اگر ميخواست آنها را مجازات كند عذاب هر چه زودتر براي آنها مي‏فرستاد، ولي براي آنها موعدي است كه با فرا رسيدنش راه فراري نخواهند داشت. ﴿۵۸﴾


سوره ۱۹: مريم

آيا ندانسته‏ اى كه ما شياطين را به سراغ كافران مى‏فرستيم كه از راه به درشان برند ﴿۸۳﴾
پس بر ضد آنان شتاب مكن كه ما [روزها] را براى آنها شماره مى‏كنيم ﴿۸۴﴾
[ياد كن] روزى را كه پرهيزگاران را به سوى [خداى] رحمان گروه گروه محشور مى‏كنيم ﴿۸۵﴾
و مجرمان را با حال تشنگى به سوى دوزخ مى‏رانيم ﴿۸۶﴾

در حقيقت ما اين [قرآن] را بر زبان تو آسان ساختيم تا پرهيزگاران را بدان نويد و مردم ستيزه‏ جو را بدان بيم دهى ﴿۹۷﴾


سوره ۲۰: طه

ما قرآن را بر تو نازل نكرديم كه خود را به زحمت بيفكني. ﴿۲﴾
فقط آنرا براي يادآوري كساني كه (از خدا) ميترسند نازل ساختيم. ﴿۳﴾

رستاخيز بطور قطع خواهد آمد من مي‏خواهم آن را پنهان كنم تا هر كس در برابر سعي و كوشش خود جزا ببيند. ﴿۱۵﴾

هر كس از آن ( قرآن) روي گردان شود روز قيامت بار سنگيني (از گناه و مسئوليت) بر دوش خواهد داشت! ﴿۱۰۰﴾

و اگر سنت و تقدير پروردگارت و ملاحظه زمان مقرر نبود عذاب الهي به زودي دامان آنها را ميگرفت. ﴿۱۲۹﴾


سوره ۲۱: الأنبياء


هر انساني طعم مرگ را مي‏چشد، و ما شما را با بديها و نيكيها آزمايش مي‏كنيم، و سرانجام به سوي ما باز مي‏گرديد. ﴿۳۵﴾

بگو من تنها بوسيله وحي شما را انذار مي‏كنم [هشدار مى‏دهم] ولي آنها كه گوشهايشان كر است هنگامي كه انذار مي‏شوند سخنان را نمي‏شنوند! ﴿۴۵﴾

ما ترازوهاي عدل را در روز قيامت نصب مي‏كنيم، لذا به هيچكس ‍كمترين ستمي نمي‏شود، و اگر به مقدار سنگيني يكدانه خردل (كار نيك و بدي باشد) ما آنرا حاضر مي‏كنيم، و كافي است كه ما حساب كننده باشيم. ﴿۴۷﴾

بگو همين به من وحى مى‏شود كه خداى شما خداى يگانه است، پس آيا شما پذيرنده‏ ايد؟ ﴿۱۰۸﴾

اگر (با اين همه) رويگردان شوند بگو من به همه شما يكسان (از عذاب الهي) اعلام خطر مي‏كنم، و نمي‏دانم آيا وعده (عذاب خدا) به شما نزديك است يا دور ﴿۱۰۹﴾


سوره ۲۲: الحج

اينگونه ما قرآن را به صورت آيات روشن نازل كرديم و خداوند هر كس را بخواهد هدايت مي‏كند. ﴿۱۶﴾

به آنها كه جنگ بر آنان تحميل شده اجازه جهاد داده شده است، چرا كه مورد ستم قرار گرفته‏ اند و خدا قادر بر نصرت آنها است. ﴿۳۹﴾ همانها كه به ناحق از خانه و لانه خود بدون هيچ دليلي اخراج شدند جز اينكه مي‏گفتند پروردگار ما الله است ... ﴿۴۰﴾

آنها با عجله از تو تقاضاي عذاب مي‏كنند، در حالي كه خداوند هرگز از وعده خود تخلف نخواهد كرد، و يك روز نزد پروردگار تو همانند هزار سال از سالهائي است كه شما مي‏شمريد. ﴿۴۷﴾
و چه بسيار [اهل‏] شهرها كه به آنان مهلت و ميدان دادم در حالى كه ستمگر بودند، سپس فروگرفتمشان، و سير و سرانجام به سوى من است‏ ﴿۴۸﴾

و اگر آنها با تو به جدال برخيزند بگو: خدا از اعمالي كه شما انجام مي‏دهيد آگاهتر است. ﴿۶۸﴾

خداوند ميان شما در آن چه اختلاف داشتيد داوري مي‏كند. ﴿۶۹﴾


سوره ۲۴: النور

به راستى آياتى روشنگر نازل كرديم و خداوند هر كس را كه بخواهد به راه راست هدايت مى‏كند ﴿۴۶﴾

بگو اطاعت خدا و اطاعت پيامبرش كنيد، و اگر سرپيچي كنيد پيامبر مسئول اعمال خويش است و شما مسئول اعمال خود، اما اگر از او اطاعت كنيد هدايت خواهيد شد، و بر پيامبر چيزي جز ابلاغ آشكار [ماموريتى] نيست. ﴿۵۴﴾


سوره ۲۵: الفرقان

و اينگونه براي هر پيامبري دشمني از مجرمان قرار داديم، اما همين بس كه خدا هادي و ياور تو است. ﴿۳۱﴾

آيا ديدي كسي را كه هواي نفس خويش را معبود خود برگزيده است؟ آيا تو مي‏تواني او را هدايت كني؟ يا به دفاع از او برخيزي؟﴿۴۳﴾ آيا گمان مي‏بري اكثر آنها مي‏شنوند يا مي‏فهمند؟ ... ﴿۴۴﴾

و ما تو را جز مژده رسان و هشداردهنده نفرستاده‏ ايم‏ ﴿۵۶﴾

بگو من در برابر ابلاغ اين آئين هيچگونه پاداشي از شما مطالبه نمي‏كنم، تنها پاداش من اين است كه كساني بخواهند راهي به سوي پروردگارشان برگزينند. ﴿۵۷﴾

و بندگان خداى رحمان كسانى‏اند كه روى زمين به نرمى گام برمى‏دارند و چون نادانان ايشان را طرف خطاب قرار دهند به ملايمت پاسخ مى‏دهند ﴿۶۳﴾


سوره ۲۶: الشعراء

گفتند آيا ما به تو ايمان بياوريم در حالي كه افراد پست و بيارزش از تو پيروي كرده‏اند؟! ﴿۱۱۱﴾ [نوح‏] گفت من از [حقيقت‏] آنچه ايشان كرده‏ اند آگاهى ندارم ﴿۱۱۲﴾ حساب آنها تنها بر پروردگار من است، اگر شما مي‏فهميديد؟ ﴿۱۱۳﴾

من جز هشداردهنده‏ اى آشكار [بيش] نيستم ﴿۱۱۵﴾

و اين (قرآن) از سوي پروردگار جهانيان نازل شده است. ﴿۱۹۲﴾

و خويشان نزديكت را هشدار ده ﴿۲۱۴﴾

پس اگر از تو سرپيچى كردند بگو كه من از آنچه مى‏كنيد برى و بركنارم‏ ﴿۲۱۶﴾


سوره ۲۷: النمل

از تكذيب و انكار آنها غمگين مباش، و اينهمه غصه آنها را مخور، و سينه‏ ات از توطئه آنها تنگ نشود. ﴿۷۰﴾

پروردگار تو ميان آنها در قيامت به حكم خود داوري مي‏كند و اوست قادر و دانا. ﴿۷۸﴾

تو نمي‏تواني سخنت را به گوش مردگان برساني و نمي‏تواني كران را هنگامي كه روي بر مي‏گردانند و پشت مي‏كنند صدا كني! ﴿۸۰﴾

و نيز نمي‏تواني كوران را از گمراهي برهاني، تو فقط مي‏تواني سخن خود را به گوش كساني برساني كه آماده پذيرش ايمان به آيات ما هستند و در برابر حق تسليمند. ﴿۸۱﴾

(بگو) من مامورم كه تنها پروردگار اين شهر را كه آن را مقدس شمرده و هر چيزى از آن اوست پرستش كنم و مامورم كه از مسلمانان باشم ﴿۹۱﴾

و اينكه قرآن را تلاوت كنم هر كس هدايت شود براي خود هدايت شده و هر كس گمراه گردد (گناهش به گردن خود اوست) بگو من فقط از هشداردهندگانم. ﴿۹۲﴾


سوره ۲۸: القصص

فرعون برتري جوئي در زمين كرد و اهل آنرا به گروههاي مختلفي تقسيم نمود، گروهي را به ضعف و ناتواني مي‏كشاند، پسران آنها را سرمي بريد و زنان آنها را (براي كنيزي) زنده نگه مي‏داشت، او مسلما از مفسدان بود. ﴿۴﴾


سوره ۲۹: العنكبوت

اگر شما (مرا) تكذيب كنيد، امتهاي پيش از شما نيز (پيامبرانشان را) تكذيب كردند وظيفه فرستاده خدا جز ابلاغ آشكار نيست. ﴿۱۸﴾

و با اهل كتاب جز به شيوه‏اى كه نيكوتر است، مجادله مكنيد، مگر با ستمگران آنان، و بگوييد به آنچه بر ما و به آنچه بر شما نازل شده ايمان آورده‏ ايم، و خداى ما و خداى ما و خداى شما يكى است و ما همه فرمانبردار اوييم‏ ﴿۴۶﴾

و گويند چرا بر او معجزاتى از سوى پروردگارش نازل نمى‏شود، بگو معجزات فقط در اختيار خداوند است، و من فقط هشداردهنده‏ اى آشكارم‏ ﴿۵۰﴾

آنها با عجله از تو عذاب را مي‏طلبند، و اگر موعد مقرري تعيين نشده بود عذاب (الهي) به سراغ آنها مي‏آمد، سرانجام اين عذاب بطور ناگهاني بر آنها نازل مي‏شود در حالي كه نمي‏دانند. ﴿۵۳﴾


سوره ۳۰: الروم

بلكه ظالمان از هوي و هوسهاي خود بدون علم و آگاهي پيروي مي‏كنند، و چه كسي مي‏تواند آنها را كه خدا گمراه كرده است هدايت كند؟ و براي آنها هيچ يار و ياوري نخواهد بود! ﴿۲۹﴾

هر كس كافر شود كفرش بر زيان خود او است... ﴿۴۴﴾

تو نمي‏تواني صداي خود را به گوش مردگان برساني، و نه سخنت را به گوش كران هنگامي كه روي مي‏گردانند. ﴿۵۲﴾

و (نيز) نمي‏تواني نابينايان را از گمراهيشان هدايت كني، تو تنها سخنت را به گوش كساني مي‏رساني كه ايمان به آيات ما مي‏آورند و در برابر حق تسليمند. ﴿۵۳﴾


سوره ۳۱: لقمان

ما به لقمان حكمت داديم (و به او گفتيم) شكر خدا را بجاي آور، هر كس شكرگزاري كند به سود خويش شكر كرده، و آنكس كه كفران كند (زياني به خدا نمي‏رساند) چرا كه خداوند بي نياز و ستوده است. ﴿۱۲﴾

و اگر تو را وادارند تا در باره چيزى كه تو را بدان دانشى نيست به من شرك ورزى از آنان فرمان مبر و[لى] در دنيا به خوبى با آنان معاشرت كن ... ﴿۱۵﴾

و هر كس كفر ورزد نبايد كفر او تو را غمگين گرداند بازگشتشان به سوى ماست... ﴿۲۳﴾


سوره ۳۲: السجدة

اگر ما مي‏خواستيم به هر انساني (از روي اجبار) هدايت لازمش را مي‏داديم، ولي (من آنها را آزاد گذارده ‏ام) و مقرر كرده‏ام كه دوزخ را (از انسانهاي بي ايمان و گنهكار) از جن و انس همگي پر كنم. ﴿۱۳﴾


سوره ۳۳: الأحزاب

اي پيامبر! ما تو را به عنوان گواه فرستاديم و بشارت دهنده و انذار كننده.﴿۴۵﴾

و مؤ منان را بشارت ده كه براي آنها از سوي خدا فضل و پاداش بزرگي است. ﴿۴۷﴾

و از كافران و منافقان اطاعت مكن، و به آزارهاي آنها اعتنا منما، بر خدا توكل كن، و همين بس كه خدا حامي و مدافع (تو) باشد. ﴿۴۸﴾


سوره ۳۴: سبأ

او سلطه بر آنها نداشت (و آنها را بر پيروي خود مجبور نساخت) و هدف از آزادي شيطان در وسوسه ‏هايش اين بود كه مومنان به آخرت از آنها كه در شك هستند شناخته شوند و پروردگار تو حافظ و نگاهبان همه چيز است. ﴿۲۱﴾

و ما تو را جز [به سمت] بشارتگر و هشداردهنده براى تمام مردم نفرستاديم ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند ﴿۲۸﴾

بگو: تنها شما را به يك چيز اندرز ميدهم و آن اينكه دو نفر دو نفر، يا يكنفر يكنفر براي خدا قيام كنيد [به پا خيزيد]، سپس فكر خود را به كار گيريد، اين دوست و همنشين شما (محمد) هيچگونه جنون ندارد، او فقط بيم دهنده شما در برابر عذاب شديد (الهي) است. ﴿۴۶﴾

بگو اگر گمراه شوم فقط به زيان خود گمراه شده ‏ام و اگر هدايت ‏يابم [اين از بركت] چيزى است كه پروردگارم به سويم وحى مى‏كند كه اوست‏شنواى نزديك ﴿۵۰﴾


سوره ۳۵: فاطر

اگر تو را تكذيب كنند (غم مخور، مطلب تازهاي نيست) پيامبران پيش از تو نيز مورد تكذيب قرار گرفتند، و همه كارها به سوي خدا باز ميگردد. ﴿۴﴾

... بى‏گمان خداوند هر كس را كه خواهد بيراه دارد، و هر كس را كه خواهد هدايت كند مبادا جان تو از حسرت خوردن بر ايشان بفرسايد، بى‏گمان خداوند به آنچه مى‏كنند آگاه است‏ ﴿۸﴾

... [تو] تنها كسانى را كه از پروردگارشان در نهان مى‏ترسند و نماز برپا مى‏دارند هشدار مى‏دهى و هر كس پاكيزگى جويد تنها براى خود پاكيزگى مى‏جويد و فرجام [كارها] به سوى خداست ﴿۱۸﴾

و هرگز [دل‏] زندگان و [دل‏] مردگان يكسان نيستند، خداوند پيام خود را به گوش هر كس بخواهد ميرساند و تو نميتواني سخن خود را به گوش آنها كه در قبرها خفته‏ اند برساني! ﴿۲۲﴾

تو جز هشداردهنده‏ اى [بيش] نيستى ﴿۲۳﴾

ما تو را به حق، مژده ‏رسان و هشداردهنده فرستاده‏ ايم، و امتى نيست مگر آنكه در ميان آنان هشداردهنده‏ اى بوده است‏ ﴿۲۴﴾

و اگر تو را تكذيب كردند، بدان كه پيشينيان آنان هم كه پيامبرانشان براى آنان پديده ‏هاى روشنگر و نوشته‏ ها و كتاب‏[هاى‏] روشنگر آوردند، نيز تكذيب پيشه كردند ﴿۲۵﴾

... هر كس كافر شود به زيان خودش خواهد بود ... ﴿۳۹﴾


سوره ۳۶: يس

آرى گفته [خدا] در باره بيشترشان محقق گرديده است در نتيجه آنها نخواهند گرويد ﴿۷﴾

و [ما] فراروى آنها سدى و پشت‏ سرشان سدى نهاده و پرده ‏اى بر [چشمان] آنان فرو گسترده ‏ايم در نتيجه نمى‏توانند ببينند ﴿۹﴾

... ما قطعا فرستادگان (او) به سوي شما هستيم. ﴿۱۶﴾ و بر عهده ما جز پيام‏رسانى آشكار چيزى نيست‏ ﴿۱۷﴾

و ما به او [پيامبر] شعر نياموخته‏ ايم، و سزاوار او [هم‏] نيست، اين جز اندرز و قرآن مبين نيست‏ ﴿۶۹﴾ تا هر كس را كه زنده  است هشدار دهد و حجت را بر كافران تمام گرداند ﴿۷۰﴾

بنا بر اين سخنان آنها تو را غمگين نسازد، ما آنچه را پنهان مي‏دارند يا آشكار مي‏كنند مي‏دانيم! ﴿۷۶﴾


سوره ۳۸: ص


بگو من فقط هشداردهنده‏ اى هستم و جز خداى يگانه قهار معبودى ديگر نيست ﴿۶۵﴾

به من هيچ [چيز] وحى نمى‏شود جز اينكه من هشداردهنده‏ اى آشكارم ﴿۷۰﴾


سوره ۳۹: الزمر

اگر كفر ورزيد خدا از شما سخت بى‏نياز است و براى بندگانش كفران را خوش نمى‏دارد ... آنگاه بازگشت‏ شما به سوى پروردگارتان است و شما را به آنچه مى‏كرديد خبر خواهد داد كه او به راز دلها داناست ﴿۷﴾

... و براي خداوند شبيه‏ هائي قرار مي‏دهد، تا مردم را از راه او منحرف سازد، بگو چند روزي از كفرت بهره گير كه از اصحاب دوزخي! ﴿۸﴾

بگو: من اگر نافرماني پروردگارم كنم از عذاب روز بزرگ قيامت (او) مي‏ترسم. ﴿۱۳﴾
بگو: من تنها خدا را مي‏پرستم، در حالي كه دينم را براي او خالص ‍ مي‏كنم. ﴿۱۴﴾ 
شما هم هر چه مى‏خواهيد به جاى او بپرستيد، [ولى به آنان] بگو: زيانكاران واقعي كساني هستند كه سرمايه وجود خويش و بستگانشان را در روز قيامت از دست داده‏ اند آگاه باشيد زيان آشكار همين است. ﴿۱۵﴾

پس آيا كسى كه خدا سينه ‏اش را براى  اسلام گشاده و  برخوردار از نورى از جانب پروردگارش مى‏باشد [همانند فرد تاريكدل است] پس واى بر آنان كه از سخت‏دلى ياد خدا نمى‏كنند اينانند كه در گمراهى آشكارند ﴿۲۲﴾

... اين هدايت الهي است كه هر كس را بخواهد با آن راهنمائي مي‏كند، و هر كس را خداوند گمراه سازد راهنمائي براي او نخواهد بود! ﴿۲۳﴾

... و هر كس را خداوند گمراه كند هيچ هدايت كننده‏ اي ندارد. ﴿۳۶﴾

و هر كس را خدا هدايت كند هيچ گمراه كننده‏ اي نخواهد داشت ﴿۳۷﴾

ما اين كتاب آسماني را براي مردم به حق بر تو نازل كرديم، هر كس ‍ هدايت را پذيرد به نفع خود او است، و هر كس گمراهي را برگزيند تنها به زيان خود او خواهد بود، و تو مامور اجبار آنها به هدايت نيستي! ﴿۴۱﴾


سوره ۴۰: غافر

... و هر كه را خدا گمراه كند او را راهبرى نيست ﴿۳۳﴾


سوره ۴۱: فصلت

هر كه كار شايسته كند به سود خود اوست و هر كه بدى كند به زيان خود اوست و پروردگار تو به بندگان [خود] ستمكار نيست ﴿۴۶﴾


سوره ۴۲: الشورى

كساني كه غير خدا را ولي خود انتخاب كردند خداوند حساب همه اعمال آنها را نگهميدارد، و تو مامور نيستي كه آنها را مجبور به قبول حق كني. ﴿۶﴾

و اگر خدا مي‏خواست همه آنها را امت واحدي قرار مي‏داد (و اجبارا هدايت مي‏كرد، ولي هدايت اجباري فايده‏ اي ندارد) اما خداوند هر كس را بخواهد در رحمتش وارد مي‏كند و براي ظالمان ولي و ياوري نيست. ﴿۸﴾

در هر چيز اختلاف كنيد داوريش با خدا است، اين است خداوند پروردگار من، بر او توكل كرده‏ام، و به سوي او باز مي‏گردم ﴿۱۰﴾

... خداوند است كه هركس را بخواهد به راه خويش برمى‏گزيند و هركس را كه روى به درگاه او آورد، به سوى خويش هدايت مى‏كند ﴿۱۳﴾

... خداوند پروردگار ما و شما است، نتيجه اعمال ما از آن ما است و نتيجه اعمال شما از آن شما، خصومت شخصي در ميان ما نيست، و خداوند ما و شما را در يكجا جمع مي‏كند، و بازگشت همه به سوي او است. ﴿۱۵﴾

كسي را كه خدا گمراه كند ولي و ياوري بعد از او نخواهد داشت ... ﴿۴۴﴾

آنها جز خدا اولياء و ياوراني ندارند كه ياريشان كند، و هر كس را خدا گمراه سازد راه نجاتي براي او نيست. ﴿۴۶﴾

پس اگر روى برتابند ما تو را بر آنان نگهبان نفرستاده‏ ايم. بر عهده تو جز رسانيدن [پيام] نيست ... ﴿۴۸﴾

... تو پيش از اين نمي‏دانستي كتاب و ايمان چيست (و از محتواي قرآن آگاه نبودي) ولي ما آنرا نوري قرار داديم كه بوسيله آن هر كس از بندگان خويش را بخواهيم هدايت مي‏كنيم ... ﴿۵۲﴾


سوره ۴۳: الزخرف

آيا تو مي‏تواني سخن خود را به گوش كران برساني يا كوران و كساني را كه در ضلال مبين هستند هدايت كني. ﴿۴۰﴾


سوره ۴۴: الدخان

و اگر به من ايمان نمى‏آوريد پس از من كناره گيريد ﴿۲۱﴾


سوره ۴۵: الجاثية

به كسانى كه ايمان آورده ‏اند بگو از كسانى كه از ايام الله (روز رستاخيز) بيمى ندارند درگذرند، تا خداوند هر قومى را به حسب كار و كردارشان جزا دهد ﴿۱۴﴾ كسي كه عمل صالحي بجا آورد براي خود بجا آورده است و كسي كه كار بد مي‏كند به زيان خود او است، سپس همه شما به سوي پروردگارتان بازمي گرديد. ﴿۱۵﴾

خداوند آسمانها و زمين را به حق آفريده است، تا هر كسى را بر حسب آنچه كرده است، جزا دهد و بر ايشان ستم نرود ﴿۲۲﴾

آيا ديدي كسي را كه معبود خود را هواي نفس خويش قرار داده ؟ و خداوند او را با آگاهي  گمراه ساخته، و بر گوش و قلبش مهر زده، و بر چشمش پرده ‏اي افكنده، با اين حال چه كسي مي‏تواند غير از خدا او را هدايت كند؟ آيا متذكر نمي‏شويد؟! ﴿۲۳﴾


سوره ۴۶: الأحقاف

يا مى‏گويند اين [كتاب] را بربافته است بگو اگر آن را بربافته باشم در برابر خدا اختيار چيزى براى من نداريد او آگاه‏تر است به آنچه [با طعنه] در آن فرو مى‏رويد. گواه بودن او ميان من و شما بس است و اوست آمرزنده مهربان ﴿۸﴾

بگو: من پيامبر نوظهوري نيستم، و نمي‏دانم خداوند با من و با شما چه خواهد كرد؟ من تنها از چيزي پيروي مي‏كنم كه بر من وحي مي‏شود، و جز بيم دهنده آشكاري نيستم. ﴿۹﴾

گفت: آگاهي تنها نزد خدا است (و او مي‏داند چه زماني شما را مجازات كند) من آنچه را به آن فرستاده شده‏ ام به شما ابلاغ مي‏كنم (وظيفه من همين است) ولي شما را قومي مي‏بينم كه دائما در جهل هستيد. ﴿۲۳﴾


سوره ۴۷: محمد

و از ايشان كسانى هستند كه [ظاهرا] به تو گوش مى‏سپارند، سپس كه از نزدت بيرون مى‏روند، به دانش يافتگان گويند هم اكنون چه گفت؟ اينان كسانى هستند كه خداوند به دلهايشان مهر نهاده است و از هوى و هوسهايشان پيروى كرده‏اند ﴿۱۶﴾

آنها كساني هستند كه خداوند از رحمت خويش دورشان ساخته، گوشهايشان را كر و چشمهايشان را كور نموده است. ﴿۲۳﴾

آيا به آيات قرآن نمى‏انديشند يا [مگر] بر دلهايشان قفلهايى نهاده شده است ﴿۲۴﴾


سوره ۴۸: الفتح

[اى پيامبر] ما تو را [به سمت] گواه و بشارتگر و هشداردهنده‏ اى فرستاديم ﴿۸﴾

آنها كه با تو بيعت مي‏كنند در حقيقت فقط با خدا بيعت مي‏نمايند، و دست خدا بالاي دست آنهاست، هر كس پيمانشكني كند به زيان خود پيمان شكسته است ... ﴿۱۰﴾


سوره ۴۹: الحجرات

آنها بر تو منت مي‏گذارند كه اسلام آورده‏اند، بگو اسلام خود را بر من منت مگذاريد، بلكه خداوند بر شما منت مي‏گذارد كه شما را به سوي ايمان هدايت كرده، اگر (در ادعاي ايمان) راستگو هستيد. ﴿۱۷﴾


سوره ۵۰: ق

ما به آنچه آنها مي‏گويند آگاهتريم و تو ماءمور به اجبار آنها نيستي، بنابراين به وسيله قرآن كساني را كه از عذاب من مي‏ترسند متذكر ساز. ﴿۴۵﴾


سوره ۵۱: الذاريات

پس به سوي خدا بگريزيد كه من از سوي او براي شما بيم دهنده آشكاري هستم. ﴿۵۰﴾

اينگونه است كه هيچ پيامبري قبل از اينها به سوي قومي فرستاده نشد مگر اينكه گفتند او ساحر است يا ديوانه! ﴿۵۲﴾

حال كه چنين است از آنها روي بگردان و تو هرگز درخور ملامت نخواهي بود. ﴿۵۴﴾

واي بر آنها كه كافر شدند از روزي كه به آنها وعده داده مي‏شود. ﴿۶۰﴾


سوره ۶۰: الممتحنة


خدا شما را از كسانى كه در [كار] دين با شما نجنگيده و شما را از ديارتان بيرون نكرده‏ اند باز نمى‏دارد كه با آنان نيكى كنيد و با ايشان عدالت ورزيد زيرا خدا دادگران را دوست مى‏دارد ﴿۸﴾

فقط خدا شما را از دوستى با كسانى باز مى‏دارد كه در [كار] دين با شما جنگ كرده و شما را از خانه‏ هايتان بيرون رانده و در بيرون‏راندنتان با يكديگر همپشتى كرده‏اند و هر كس آنان را به دوستى گيرد آنان همان ستمگرانند ﴿۹﴾


سوره ۶۱: الصف

... هنگامي كه آنها از حق منحرف شدند خداوند قلوبشان را منحرف ساخت، و خدا مردم نافرمان را هدايت نمي‏كند. ﴿۵﴾


سوره ۶۳: المنافقون

... بى‏گمان خداوند نافرمانان را هدايت نمى‏كند ﴿۶﴾


سوره ۶۴: التغابن

او كسي است كه شما را آفريد (و به شما آزادي و اختيار داد) گروهي از شما كافر و گروهي مؤ من هستند، و خداوند به آنچه مي‏دهيد بينا است. ﴿۲﴾

... ولي آنها (از روي كبر و غرور) گفتند: آيا بشرهائي مي‏خواهند ما را هدايت كنند؟! و به اين ترتيب كافر شدند و روي برگرداندند، و خداوند (از ايمان و طاعتشان) بي نياز بود، و خدا غني و شايسته ستايش ‍ است. ﴿۶﴾

و از خداوند اطاعت كنيد، و از پيامبر [هم‏] اطاعت كنيد، و اگر روى برتابيد [بدانيد كه‏] بر پيامبر ما فقط پيام رسانى آشكار است‏ ﴿۱۲﴾

اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد در حقيقت برخى از همسران شما و فرزندان شما دشمن شمايند از آنان بر حذر باشيد و اگر ببخشاييد و درگذريد و بيامرزيد به راستى خدا آمرزنده مهربان است ﴿۱۴﴾


سوره ۶۷: الملك

بگو آگاهى از آن فقط نزد خداوند است، و من فقط هشداردهنده‏ اى آشكارم‏ ﴿۲۶﴾


سوره ۷۰: المعارج

پس بگذارشان ياوه گويند و بازى كنند تا روزى را كه وعده داده شده‏ اند ملاقات نمايند ﴿۴۲﴾
همان روز كه از قبرها به سرعت خارج مي‏شوند، گوئي به سوي بتهايشان مي‏دوند! ﴿۴۳﴾


سوره ۷۲: الجن

بگو: من تنها پروردگارم را مي‏خوانم، و هيچكس را شريك او قرار نمي‏دهم. ﴿۲۰﴾

بگو من براى شما اختيار زيان و هدايتى  را ندارم ﴿۲۱﴾

تنها وظيفه من ابلاغ از سوي خدا، و رساندن رسالات او است و هر كس نافرماني خدا و رسولش كند آتش دوزخ از آن او است، جاودانه در آن مي‏مانند. ﴿۲۳﴾


سوره ۷۴: المدثر

... اينگونه خداوند هر كس ‍ را بخواهد گمراه مي‏سازد و هر كس را بخواهد هدايت مي‏كند ... ﴿۳۱﴾

چنين نيست كه آنها مي‏گويند، آن (قرآن) يك تذكر و يادآوري است. ﴿۵۴﴾
هر كس بخواهد از آن پند مي‏گيرد. ﴿۵۵﴾
و هيچكس پند نمي‏گيرد مگر اينكه خدا بخواهد، او اهل تقوي و آمرزش است. ﴿۵۶﴾


سوره ۷۹: النازعات

تو فقط هشداردهنده كسى هستى كه از آن بهراسد ﴿۴۵﴾


سوره ۸۰: عبس

با آنكه اگر پاك نگردد بر تو (مسؤوليتى) نيست ﴿۷﴾

... اين (قرآن) يك تذكر و ياد آوري است. ﴿۱۱﴾
تا هر كه خواهد از آن پند گيرد ﴿۱۲﴾


سوره ۸۱: التكوير

اين قرآن چيزي جز تذكري براي جهانيان نيست. ﴿۲۷﴾
براى هر يك از شما كه خواهد به راه راست رود ﴿۲۸﴾
و تا خدا پروردگار جهان ها نخواهد [شما نيز] نخواهيد خواست ﴿۲۹﴾


سوره ۸۸: الغاشية

پس تذكر ده تو فقط تذكر دهنده‏ اي. ﴿۲۱﴾
تو مسلط بر آنها نيستي كه مجبورشان (بر ايمان) كني. ﴿۲۲﴾
مسلما بازگشت آنها به سوي ما است. ﴿۲۵﴾
آنگاه حساب [خواستن از] آنان به عهده ماست ﴿۲۶﴾


سوره ۱۰۹: الكافرون

بگو اى كافران ﴿۱﴾
آنچه را شما مي‏پرستيد من نمي‏پرستم. ﴿۲﴾
و نه شما آنچه را من پرستش مي‏كنم مي‏پرستيد. ﴿۳﴾
و من پرستنده آنچه شما میپرستيد نيستم‏﴿۴﴾
و نه شما آنچه را كه من مي‏پرستم عبادت مي‏كنيد. ﴿۵﴾
(حال كه چنين است) دين شما براى خودتان و دين من براى خودم ﴿۶﴾




۱۳۹۰ آبان ۷, شنبه

متن اعلامیه‌ی روحانیون بابلی و متن استوانه‌ی کوروش / یادداشت مستقیم از کتاب مرجع حسن پیرنیا(1311): ایران باستان، تاریخ مفصل ایران قدیم، جلد اول




ایران باستان، تاریخ مفصل ایران قدیم، جلد اول، صفحه 389:

««... در موقع بودن کوروش در بابل دو اعلامیه صادر شده که از حفریات این شهر به دست آمده، یکی از طرف کَهنه و روحانیون بابلی است و دیگری از طرف خود کوروش. مضمون هر دو را ذکر می‌کنیم، زیرا از اسناد تاریخی مهم است و به خوبی می‌رساند که جهت سقوط شهر به آن زودی چه بوده.

در بیانیه‌ی کاهنان... گفته شده:

«نبونید پادشاهی بود ضعیف‌النفس، در ارخ و سایر شهرها احکام بد داد، همه روزه خیال‌های بد کرد و قربانی‌های روزانه را موقوف داشت... در پرستش مردوک، شاه خدایان، به اهمال و مسامحه قاعل شد، هرچه می‌کرد به ضرر شهرش بود، آن قدر بر اهالی تحمیل کرد، که آن‌ها را رو به فنا برد. پادشاه خدایان از آه و ناله‌ی اهالی سخت در غضب شد و از ایالات آن‌ها خارج گردید. خدایان دیگر از این جهت که آن‌ها را به بابل مردوک آورده بودند، خشمناک از منازلشان بیرون رفتند. مردم استغاثه کرده گفتند، نظری کن. او [مردوک]... نظر کرده بر آن‌ها رحم آورد. او به تمام ممالک نظر انداخت و در جستجوی پادشاهی عادل شد، که به قلب او نزدیک باشد، تا دست او را بگیرد. در این وقت کوروش پادشاه انشان را اسم برد و برای سلطنت عالم طلبید... مردوک، آقای بزرگ، مدافع و حامی امتش، با مسرت به او (یعنی به کوروش. م) نگریست، به کارهای او و قلب عدالت‌خواه او برکات خود را نازل کرد و به او فرمود به طرف شهرش (یعنی شهر مردوک. م) عزیمت کند. مانند رفیق و دوستی رهبر او گردید... بی جنگ و جدال او را داخل بابل کرد و شهر خود را از تعدی خلاصی بخشید... تمام اهالی بابل... او را (یعنی کوروش را. م) تعظیم کردند و پاهای او را بوسیدند... همه در تقدیس و تسبیح آقایی بودند (مقصود مردوک است. م)، که مرده‌ها را زنده کرد و مردم را از فنا و فلاکت نجات داد».

پس از این اعلامیه، بیانیه‌ی کوروش را ذکر می‌کنیم و مضمونش این است (زیرنویس: استوانه‌ای که فرمان در او کنده شده، مشهور به استوانه‌ی کوروش است و در حفریات بابل به دست آمده)

«منم کوروش، شاه عالم، شاه بزرگ، شاه قوی شوکت، شاه بابل، شاه سومر و اکد، شاه چهار مملکت، پسر کبوجیه شاه بزرگ- شاه شهر انشان، نوه‌ی کوروش شاه بزرگ- شاه شهر انشان، از اعقاب چیش‌پش شاه بزرگ- شاه شهر انشان، شاخه‌ی سلطنت ابدی که سلسله‌اش مورد محبت بل و نبو[مردوک و فرزندش] است  و حکمرانیش به قلب آن‌ها نزدیک. وقتی که من بی‌جنگ وارد تین‌تیر [بابل] شدم، با مسرت و شادمانی مردم در قصر پادشاهان بر سریر سلطنت نشستم. مردوک، آقای بزرگ، قلوب نجیب اهالی بابل را به طرف من متوجه کرد، زیرا من همه روز در فکر پرستش او بودم. لشکر بزرگ من به آرامی وارد بابل شد، من نگذاشتم دشمنی به سومر و اکد قدم بگذارد. اوضاع داخلی بابل و امکنه‌ی مقدسه‌ی آن قلب مرا تکان داد و اهالی بابل به اجرای مراسم خود موفق شده از قید اشخاص بی‌دین رستند. من از خرابی خانه‌های آن‌ها مانع شدم، من نگذاشتم اهالی از هستی ساقط شوند. مردوک، آقای بزرگ، از کارهای من مشعوف شد و وقتی که از ته قلب و با مسرت، الوهیت بلند مرتبه‌ی او را تجلیل می‌کردیم، به من که کوروش هستم و او را تعظیم می‌کنم، به پسرم کبوجیه و تمام لشکر من از راه عنایت برکات خود را نازل کرد. پادشاهانی که در تمام ممالک عالم در قصور خود نشسته‌اند، از دریای بالا تا دریای پایین... و پادشاهان غرب، که در خیمه‌ها زندگانی می‌کنند، تماما باج سنگین خود را آوردند و در بابل پاهای مرا بوسیدند. از... تا آسور و شوش، آگاده، اِش‌نوناک، زامبان، مِ‌تورنو، دِری، با ولایت گوتی‌ها و شهرهایی که در آن طرف دجله واقع و از ایام قدیم بنا شده، خدایانی را که در این‌جاها زندگانی می‌کردند به جاهای مزبور برگرداندم، تا در همان جاها الی‌الابد مقیم باشند. اهالی این محل‌ها را جمع کردم، منازل آن‌ها را از نو ساختم و خدایان سومر و اکد را که نبودید به بابل آورده و باعث خشم آقای خدایان شده بود به امر مردوک، آقای بزرگ، بی‌آسیب به قصرهای آن‌ها موسوم به «شادی دل» برگردانیدم. از خدایانی که به شهرهای خودشان به واسطه‌ی من برگشته‌اند، خواستارم که همه روزه در پیشگاه بل و نبو طول عمر مرا بخواهند و نظر عنایت به من دارند و به مردوک آقای من بگویند: کوروش شاه که تو را تعظیم می‌کند و پسر او کبوجیه...».

از این‌جا ده سطر بیانیه خراب شده  و از بعضی کلمات که باقیمانده، همین قدر معلوم است که راجع به بنای معبدی است و این سند را هم در خرابه‌های آن معبد یافته‌اند. مضامین این اعلامیه‌ها خیلی جالب توجه است، زیرا معلوم می‌دارد که نبونید هیکل خدای سومر و اکد را به بابل آورده و مردم این صفحات از او سخت رنجیده بودند، چه موافق معتقدات اهالی سومر و اکد، وقتی که خدای شهری را از شهرش بیرون می‌برند، مانند آن بود که او را به اسارت برده باشند. روحانیون بابل هم که کاهنان مردوک بودند، از او متنفر شده بودند، زیرا از نفوذ آن‌ها کاسته بود. بعد، این روحانیون کوروش را به تسخیر بابل تشویق کرده‌اند و شاه پارس به واسطه‌ی نفاق درونی به آسانی بر بابل دست یافته...»»