۱۳۸۹ آبان ۲۵, سه‌شنبه

تشخیص توهین را به عهده‌یه شعور اعضای بالاترین بگذارید. شاید من خواستم بگویم آقای خامنه‌ای کمبود شرف دارد


اگر می‌خواهید کسی را روانی کنید یا دائم به روانش جراحت وارد کنید، نگذارید اصلن فحش بدهد.

می‌توان به حق یا ناحق به کسی فحش داد. می‌توان به حق یا ناحق به کسی توهین کرد. خواهش می کنم انقدر از بالا برایمان تصمیم نگیرید. حکومت‌هایمان به اندازه‌یه کافی همه چیز را به ما دیکته کرده‌اند، شما لااقل دیگر این کار را نکنید. تشخیص حق و ناحق را به عهده‌یه شعور اعضای بالاترین بگذارید. نمی‌خواهم بگویم که همه‌یه ما باشعوریم یا بی‌شعوریم و مجموعه‌یه ما همیشه باشعورانه یا بی شعورانه عمل می‌کند. هشدار بدهید، نظر بدهید، ایراد بگیرید، اما بگذارید شعور جمعی‌یه ما راه ارتقائش را از مسیر آزادی‌یه رای و آزادی‌یه انتخاب، پیدا کند.



فرق آزادی‌خواهان آفریقای جنوبی با بعضی از آزادی‌خواهان ایرانی

(قدرت زیاد و بخشش حکومتیان، قدرت کم و محاکمه‌یه ازحکومت‌بریده‌گان!)

آزادی‌خواهان آفریقای جنوبی به رهبری‌یه «ا.ن.سی» یا «کنگره‌یه ملی افریقا»، با اینکه از سال 1961، بعد از سرکوب وحشیانه‌یه حرکت‌های مسالمت‌آمیزشان، به عملیات نظامی بر علیه حکومت نژادپرست روی آوردند و حدود 25 سال به این شکل از مبارزه هم ادامه دادند، آزادی را با بخشش معامله کردند، که یعنی آنقدر شعور سیاسی داشتند تا برای زودتر به آزادی‌رسیدن و تلفات کمتر، به دشمنانشان تضمینات لازم را داده و آن‌ها را ببخشند، (همانطور که مردم شیلی پینوشه را نه تنها مجازات نکردند، بلکه قدرتی تضمینی و مصونیت پارلمانی دادند) اما بعضی از آزادی‌خواهان ایرانی، تازه با این عدم وجود اتحاد و سازمان و رهبری‌یه درست و حسابی، نه تنها پرچم محاکمه و مجازات همه‌یه حکومتیان را برافراشته‌اند، بلکه حتا آن‌هایی را که زمانی همراه حکومتیان بوده و بعدها برعلیه آن‌هاشده و به زندان هم افتاده‌اند را می‌خواهند به دادگاه بکشانند!

آخر تو ای فیلسوف، دانشمند، دکتر و روشنفکر که در این‌جا تاریک‌فکر شده‌ای، این سیاست تو، نهایتِ نهایتِ نهایت بی‌درایتی است. آغوش ما باید برای همه‌یه از حکومت‌بریدگان باز باشد، نه اینکه با تهدید به محاکمه و مجازات، آن‌ها را در این اقدامشان متزلزل و متوحش کنیم و فروپاشی‌یه حکومت را سخت‌تر. عین این قضیه در مورد حکومتیان هم صادق است. می‌دانیم حکومت را باید از خشم مردم ترساند، می‌دانیم حکومت اگر احساس کند که مردم هرگز دست به خشونت نخواهند زد و اگر ببیند که در درون جنبش، حتا برای آمادگی‌یه فرضی یا روز مبادایی برای قیام (که البته همه امیدواریم که پیش نیاید) هم تبلیغ نمی‌شود، با آرامش تمام، یک به یک، ترتیب آزادی‌خواهان را خواهد داد، اما وعده‌یه مجازات و وعده‌یه بخشش حکومتیان را باید بتوانیم بر دو طرف سکه‌یه سیاست حک کنیم، وگرنه آنها با اطمینان از اینکه در صورت عقب‌نشینی بلایای بزرگ و وحشتناکی بر سرشان خواهد آمد، به هیچ عقب‌نشینی‌ای تن نداده و با تمام قوا و تا نابودی خود یا جنبش دمکراتیک، دست به قتل و شکنجه و زندانی‌کردن و سرکوب مردم آزادی‌خواه خواهند زد.





۱۳۸۹ آبان ۲۱, جمعه

نلسون مندلا: آدم شجاع کسی نیست که احساس ترس نکند، بلکه آن است که وحشتش را از میدان به‌درکند


نلسون مندلا: من آموختم که شجاعت نه نتیجه‌یه نبودِ ترس، بلکه غلبه بر آن است. آدم شجاع کسی نیست که احساس ترس نکند، بلکه آن است که وحشتش را از میدان به‌درکند.















۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

اکبر گنجی: مجموع آرای موسوی و کروبی بسيار بيشتر از آرای محمود احمدی نژاد بود و در انتخابات "تقلب تأثيرگذار" انجام شد


این‌ها حرف‌های خود گنجی و هزاران فعال سیاسی است و بهتر است که با صحبت‌های انحرافی، وقت جنبش را نگیریم. اگر تقلب نمی‌شد، موسوی صددرصد برنده می‌شد. حالا دور اول یا دور دومش چه فرقی می‌کنه؟ من یه مقدار عصبانی ام و فعلن به همین دو کلام قناعت میکنم!



۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

ننگ بر آن خارج‌نشینی که بخواهد قدرت‌طلبی چون شاهزاده رضا پهلوی را سوار موج جنبش آزادی‌خواهی کند


در جواب به آقای نوری‌علا که گفت: «... ننگ بر آن خارج کشوری باد که ...»

من فکر نمی‌کنم اکنون بتوان سیاست‌مداری دمکرات و با هوش متوسط را پیدا کرد که شعار «همه با هم»ِ 32 سال پیش را که به نفع موج‌سواری‌یه خمینی بود، قبول داشته باشد. اکنون اگر برای رسیدن به آزادی و دمکراسی شعار می‌دهیم که «ما همه با هم هستیم»، منظور حقیقی‌مان این است که «همه‌یه دمکرات‌ها با هم هستند» و با فرض اینکه کسی بخاطر خنده یا اخم من و شما نمی‌آید با جمهوری اسلامی مبارزه کند یا نکند، بعنوان مثال، آن‌هایی که می‌دانند سکولار بودن مساوی با دمکرات بودن نیست، اما صدای سکولاریسم سکولاریسم‌شان گوش فلک را کر کرده و در مقابل تکرار صدباره‌یه آن، دو بار هم برای خالی نبودن عریضه، کلمه‌یه «دمکرات» را در ادامه‌اش میاورند و تمام سعی‌شان را می‌کنند که شاهزاد رضا پهلوی‌یه سکولار، اما آرزومند به دستیابی به قدرتی که در قانون اساسی‌یه مشروطه به پادشاه داده شده* را دمکرات نشان داده و به کمیته یا ستاد یا شورا یا جمع رهبری‌یه کل جنبش دمکراتیک، که اجبارن در خارج می‌تواند شکل بگیرد، دعوت یا تحمیل کنند، خودشان یکی از موانع شکل‌گیری‌یه رهبری‌یه جنبش آزادی‌خواهی هستند. طیف امثال الاهه بقراط و اسماعیل نوری‌علا را هر چه منزوی‌تر کنیم، زودتر به «ستاد رهبری» خواهیم رسید. چنین افرادی معلوم است که حق دارند عده‌ای را دور خود و شاهزاده جمع کرده و ستاد رهبری یا آلترناتیوی اراعه داده و اگر توانستند، موج درست کرده یا سوار موج شده و رهبری را بدست آورند، اما اگر حق دارند که دیگران را به‌خاطر نفرستادن دعوت‌نامه برای آن‌ها، ننگین! کنند:

نوری‌علا: «... ننگ بر آن خارج کشوری باد که بخواهد بخاطر قدرت طلبی شخصی يا گروهی خود، سوار موج آلترناتيو خواهی شده و بکوشد تا زمام اختيار بديل آيندهء حکومت اسلامی را در دست خود بگيرد... »

من نوعی هم به خود حق می‌دهم که بگویم «آقای نوری‌علا، ننگ بر خودت»!

* نقل قولهایی از رضا پهلوی همراه با لینک را در این نوشته میتوانید بخوانید




۱۳۸۹ مهر ۲۰, سه‌شنبه

از اینکه خدای قرآن گفته*: « اين فقط شيطان است كه پيروان خود را مى‏ترساند. از آنها نترسيد! و تنها از من بترسيد!»، چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟


1. از خدا باید ترسید چون گفته که از من بترسید و فقط شیطان است که می‌ترساند!
2. خدا همان شیطان است، مگر اینکه این آیه را از روی عقل نگفته باشد!
3. خدا بی‌عقل نیست اگر نگوییم اصلن موجود نیست، پس وقتی می‌گوید فقط شیطان است که می‌ترساند، خودش دیگر نمی‌ترساند مگر اینکه شیطان در جسم او حلول کرده باشد که حتمن میگی امکان‌پذیر نیست چون خدا جسم نیست، پس حضرت محمد این آیه را از خودش درآورده!
4. حضرت محمد از خودش درنمی‌آورد، یا برایش درآورده‌اند! و یا حتمن اشتباه فهمیده و نقل قول کرده!
5. این آیه زمانی به محمد الهام شد که خدا هنوز آیه‌یه مربوط به حرام‌بودن مشروب‌خوری را برای آن حضرت نفرستاده بود و احتمالن محمد هم استخفرالله از خدا یا خواسته یا نخواسته مست کرده بوده و آیه‌یه خدا را خنده‌دار اراعه نموده و آبروریزی نمود و شاید همین کار او باعث شد که خدا به فکر حرام کردن شراب برای او بیفتد و مساوات را برای همه رعایت کند.
6. پیغمبر خدا مست نبوده چون این آیه بعد از حرام شدن شراب، الهام شده و بنابراین اشتباه نفهمیده، اما این آیه را چندین سال بعد از مرگش، تحریف کرده‌اند. مثل نصف بیشتر قرآن!
7. همه‌یه این حرف‌ها جفنگیات است. کدوم قرآن و شیطان و خدا و پیغمبر؟!


قرآن، سوره آل عمران، آیه 175*


۱۳۸۹ مهر ۱۹, دوشنبه

خامنه‌ای به رفسنجانی: ببین! دیدی وقف دانشگاه روُ به هم زدم. حالا به خدا بگو اگه تونست بیاد از من پس بگیره


علی خامنه‌ای
وقف دانشگاه آزاد را باطل اعلام کرد.

رفسنجانی (چند روز پیش): «براساس فتواي رهبر و چهار مجتهد كه در هيات موسس حضور داريم تصميم به وقف اين دانشگاه گرفته‌ايم، صيغه آن نيز خوانده شد و قبض و اقباض نيز انجام شد كه فكر نمي‌كنيم كسي بتواند آن را به هم بزند و اگر كسي توانست اين كار را انجام دهد از خداوند قوي‌تر است [احتمالن این بوده: خداوند از او قویتر است] و از او پس مي‌گيرد ... اميدواريم كسي اين جرات را به خود ندهد كه اين مجموعه كه سال‌هاست آموزش و تحقيقات كشور را تامين مي‌كند و حتي مي‌تواند كشور را اداره كند را پس بگيرد.»



۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

آقای کروبی، به این آقای خامنه‌ای پیشنهاد مباهله بدهید. طرفدارانت یک طرف و طرفدارانش طرف دیگر


قرآن، سوره آل عمران: «هرگاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. (61)

آقای کروبی، میگم چطوره به این آقای خامنه‌ای بگیم اگه فکر می‌کنه که مردم او را به رهبری و نمایندگی‌یه اسلامشان قبول دارند، یک خیابان طولانی روُ اسم ببره و طرفدارنش را بدون اجازه‌یه خون و خون‌ریزی، به یک طرف خیابان دعوت کنه و شما هم طرفدارانت را به طرف دیگر خیابان. اون‌وقت احتیاجی به لعن و نفرین هم نیست و ضمن اینکه طرفین میتونن همدیگه روُ هو کنن! خود جمعیت نشون میده که مردم چه کسانی روُ نماینده‌یه اسلامشان می‌دونن یا تشخیص میدن که نماینده‌یه اسلام ایرانیان مسلمان قرن 21 باشه: مسلمانان طالبانی؟ یا مسلمانانی که زورگویی را قبول نداشته و به رای مردم احترام می‌گذارند؟



۱۳۸۹ مهر ۸, پنجشنبه

حمله به اسلام فقاهتی، کمک بزرگی به دمکرات شدن مسلمانان می‌کند. 3 نمونه از اکبر گنجی


بعدنوشت: با عرض معذرت، این مطلب عجولانه نوشته شده و در درستی‌یه آن شک دارم. بعنوان فردی سیاسی، ترجیح میدهم که کل اسلام و قرآن و شخصیت‌های مهم آن را زیر سوال نبرم، چرا که چنین کاری پایه‌های اعتقادات و اتکای یک فرد مسلمان معمولی را فرو می‌ریزد و بیشتر به درد تبلیغ بی‌دینی می‌خورد. من مخالفتی با چنین تبلیغاتی ندارم، ولی قوی کردن جبهه‌ای که تلاشش را نه بر بی‌دین کردن مردم که بر دمکرات کردن دین و آیین و تفکراتشان گذاشته است، ترجیح می‌دهم.


شاید برای شما هم مثل من بارها اتفاق افتاده باشد که شک کرده باشید تا چه حدی و با چه لحنی می‌توان و درست است و باید قرآن و اسلام و شخصیت‌های دینی را زیر سوال و نقد برد؟ مثلن آیا درست است که ناعادل بودن حضرت علی را به رخ مسلمانانی که او را مظهر عدالت و مساوات و حق‌طلبی میدانند، بکشید یا نه؟ اکبر گنجی در اینکه نشان دهد حضرت علی مردم را به زور و تهدید به آتش‌زدن خانه‌هایشان، مجبور به شرکت در نماز جمعه می‌کرده، تردید به خود راه نداده است:

اکبر گنجی: «... اسلام فقاهتی شیخ طوسی، دارای روایاتی است که آتش زدن خانه ی کسانی را که در نماز جماعت شرکت نمی کنند مجاز می دارد. شیخ طوسى به نقل از امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد: روزى به حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام خبر رسيد: عدّه اى از مسلمانانى كه در همسايگى مسجد زندگى مى كنند، به نماز جماعت در مسجد حاضر نمى شوند. پس آن گاه امام ، اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام در جمع نمازگذاران حضور يافت و بعد از اقامه نماز، ضمن ايراد خطبه اى اظهار داشت : شنيده ام عدّه اى از افراد، در مساجد ما و در صفوف مؤ منين مشاركت ندارند و با ما به نماز جماعت حاضر نمى شوند. از اين به بعد، كسى حقّ ندارد با آن ها هم غذا و همنشين و هم سخن گردد. و همچنين كسى حقّ ندارد با ايشان پيمان زناشوئى ببندد و يا به ايشان كمك نمايد، تا مادامى كه آنان نيز همانند ديگران در جمع مسلمين حضور يابند و در نماز جماعت شركت كنند. سپس آن حضرت افزود: چه بسا ممكن است دستور دهم كه خانه هاى چنين افرادى را بر سرشان تخريب كرده و آتش زنند و بسوزانند، مگر آن كه از اين عملشان دست بردارند و به درگاه الهى توبه نمايند. امام جعفر صادق عليه السلام در ادامه افزود: مؤ منين به وظيفه خود كه اميرالمؤ منين علىّ صلوات اللّه عليه مشخّص نموده بود عمل كردند و با افراد متخلّف ترك معاشرت و معامله نمودند، تا آن كه بالا خره ، آن ها از عمل خود پشيمان شده ؛ و همراه ديگر نمازگذاران در مساجد؛ و نماز جماعت شركت كردند.»

او حتا با گرامی نامیدن حضرت محمد، سعی میکند چهره‌ای از واقعیت او را به‌نمایش گذاشته و خواننده را به موضع‌گیری وادارد:

همانجا: «... شیخ انصاری(1281 ه) در مکاسب چه نوع اسلام فقاهتی اختراع کرده است؟ او می نویسد که در کتاب کافی، با سند صحیح، از ابو عبدالله (امام صادق) روایت شده است که وی گفته است که پیامبر گرامی اسلام گفته است: "اذا رایتم اهل الریب و. .. بذلک الحسنات و یرفع لکم به الدرجات: هرگاه ، پس از من ، به کسانی برخوردید که یا در دین شک دارند یا چیز نوظهوری به دین وارد می کنند بیزاری خود را از آنان آشکار کنید و تا می توانید دشنامشان دهید و بدگویی شان کنید و افتراشان بزنید و دروغ و بهتانشان ببندید تا امیدشان به تباه کردن اسلام نومید شده و این کارها مردم را از اطرافشان پراکنده کند تا از بدعتهایشان چیزی نیاموزند. خدا به خاطر این کارها برایتان حسنه می نویسد و درجات شما را متعالی می گرداند"... »

و چرا مردم ندانند که امام باقر همه را به جز شیعیان، حرامزاده میدانسته؟

همانجا: «... کلینی در اصول کافی، روایت زیر را نقل کرده است: عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ ... عَنْهُمْ أَجْمَلُ ثُمَّ قَالَ وَاللَّهِ یَا أَبَا حَمْزَهَ إِنَّ النَّاسَ کُلَّهُمْ أَوْلادُ بَغَایَا مَا خَلا شِیعَتَنَا: ابو حمزه مى ‏گوید : به امام باقر علیه السّلام عرض کردم : برخى از هم کیشان ما به دگراندیشان دروغ مى بندند و آنها را به حرامزادگى نسبت مى‏ دهند . امام باقر علیه السّلام فرمود : سخن نگفتن در باره آنان نیکوتر است ، و سپس فرمود : اى ابا حمزه ! به خدا سوگند! جز شیعیان ما، همه مردم زاده‌ی فحشایند"...»

موضوع این نیست که بیاییم و هر فحش و بدوبیراهی به اسلام و قرآن و محمد و علی و عمر و دیگر عمامه‌داران بدهیم و هر مسلمانی را بر طبق آیه‌های قرآن، یک طالبان به‌شمار آوریم و مدرک طالبانی نبودن را نامسلمانی یا بی‌دینی بدانیم و بین مسلمان و نامسلمان و دین‌دار و بی‌دین، دره‌ای عظیم و پرنفرت ایجاد کنیم، اما می‌شود عین حقیقت را، که بار اصلی‌یه آن اعتراض به زورگویی، تبعیض، برده‌داری، زیرپاگذاشتن حق عقیده و دیگر حقوق بشری و تبلیغ دمکراسی است، بیان کرد و ضمن اینکه شناخت و آگاهی‌یه طرف مقابل را گسترش بخشید، به عقل و وجدان این مسلمان قرن 12 ارجاع داد تا اگر مسلمان می‌ماند، مسلمان آزاده‌ و دمکراتی باشد و سعی کند اسلامش را از عناصر طالبانی‌ و مربوط به تمدن 1400 سال پیش حذف کند.




۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

دشمن را دچار استرس کنیم، توام! با دلشوره و نگرانی و ترس. پیام رمزی‌یه زیر، بی‌معنی است!ا


یک پیام بسیار بی اهمیت و شاید هم پر از آن برای یک جوان با نام رمزی و شاید هم حقیقی که در ایران زندگی می‌کند:

اونتاش ناپیریش پسر هوبانومنا! زیگورات، هدیه ات به اینشوشیناک در حال نابودیست