۱۳۸۸ دی ۲۷, یکشنبه

همه‌ی دمکرات‌ها، سکولار هستند، اما همه‌ی سکولارها، دمکرات نیستند (نگاهی به قوانین حکومت مشروطه سلطنتی)


همه‌ی دمکرات‌ها، سکولار هستند، اما همه‌ی سکولارها، دمکرات نیستند (نگاهی به قوانین مشروطه سلطنتی)

نمونه‌اش: مشروطه‌طلبان [ نه آنهایی که سلطنت تشریفاتی می‌خواهند ]. آن‌ها گوش فلک را کر کرده‌اند که سکولارند و سکولارند، چه از نوع قدیم و چه از نوع نوین. خوب هستند که باشند! تازه از این نظر شده‌اند مثل دمکرات‌ها و دمشان گرم! اما آن‌ها از قوانینی* طرفداری می‌کنند که هر بی‌سوادی هم می‌تواند بفهمد که پایه‌گذار دیکتاتوری‌اند. این قوانین اگر برای زمان خود، مترقی بوده‌اند و از قدرت پادشاه کم کرده‌اند، اکنون ارتجاعی‌اند.
مشروطه‌طلبان خیلی مواقع، برای گول‌زدن! دیگران یا ردگم‌کردن، به آن قسمت، و فقط به آن قسمت ازمتمم قانون اساسی مشروطه که میگوید:

«اصل اول: مدهب رسمی ایران اسلام و طریقه حقه جعفریه اثنی عشریه‌است باید پادشاه ایران دارا و مروج این مذهب باشد. / اصل دوم: مجلس مقدس شورای ملی که به توجه و تایید حضرت امام عصر عجل الله فرجه و بذل مرحمت اعلیحضرت شاهنشاه اسلام خلدالله سلطانه و مراقبت حجج اسلامیه کثرالله امثالهم و عامه ملت ایران تأسیس شده‌است باید در هیچ عصری از اعصار مواد قانونیه آن مخالفتی با قواعد مقدسه اسلام و قوانین موضوعه حضرت خیرالانام صلی الله علیه و آله و سَلم نداشته باشد و معین است که تشخیص مخالفت قوانین موضوعه با قواعد اسلامیه بر عهده علمای اعلام ادام الله برکات وجود هم بوده و هست ... »

حمله می‌کنند و آه و ناله راه‌می‌ندازند که ملاها این قانون را خراب کرده و از حالت سکولار درآوردند، وگرنه اصل آن دمکراتیک است و دوباره آه و ناله! این آه و ناله‌ها امثال مرا مجبور می‌کند که اول به اصل این قانون (که فقط بخش کوچکی از یک قانون اساسی کامل است و نوشتن متمم آن، لازم بوده است) اشاره کند  و بعد به متمم این قانون، سوای آن دو اصلی که به آنها اشاره شد. قبل از پایان! باید گفت که اشکال کوچکِ! این عزیزان ابله یا منفعت‌طلب، که البته همه‌ی ما از یه ذره تا وحشتناک! یه مقدار به این صفات مبتلا هستیم، فقط این است: آن‌ها دمکرات نیستند!

نگاهی به بعضی از* این قوانین مشروطه  بیاندازیم:

«اصل چهل و هشتم: اعلیحضرت همایون شاهنشاهی می تواند هریک از مجلس شورای ملی و مجلس سنا را جداگانه و یا هردو مجلس را درآن واحد منحل نماید.
(این اصل به موجب تصمیم مجلس موسسان مورخ ۱۸ اردیبهشت ماه ۱۳۲۸ (که در متن قرار داده شده) فسخ شده‌است: اصل چهل و هشتم (منسوخ): هرگاه مطلبی که از طرف وزیری پس از تنقیح و تصحیح در مجلس سنا به مجلس شورای ملی رجوع می‌شود قبول نیافت در صورت اهمیت مجلس ثالثی مرکب از اعضای مجلس سنا و مجلس شورای ملی به حکم انتخاب اعضای دو مجلس و بالسویه تشکیل یافته در ماده متنازع فیها رسیدگی می‌کند نتیجه رای این مجلس را در شورای ملی قرائت می‌کند اگر موافقت دست داد فبها و الا شرح مطلب را به عرض حضور ملوکانه می‌رسانند هرگاه رای مجلس شورای ملی را تصدیق فرمودند مجری می‌شود و اگر تصدیق نفرمودند امر به تجدید مذاکره و مداقه خواهند فرمود و اگر باز اتفاق آراء حاصل نشد و مجلس سنا با اکثریت دو ثلث آراء انفصال مجلس شورای ملی را تصویب نمودند و هیات وزراء هم جداگانه انفصال مجلس شورای ملی را تصویب نمودند فرمان همایونی به انفصال مجلس شورای ملی صادر می‌شود و اعلیحضرت همایونی در همان فرمان حکم به تجدید انتخابات می‌فرمایند و مردم حق خواهند داشت منتخبین سابق را مجدداً انتخاب کنند.)


اصل چهل و پنجم: اعضای این مجلس [سنا] از اشخاص خبیر و بصیر و متدین محترم مملکت منتخب می شوند سی نفر از طرف قرین الشرف اعلیحضرت همایونی استقرار می یابند پانزده نفر از اهالی طهران پانزده نفر از اهالی ولایات و سی نفر از طرف ملت پانزده نفر به انتخاب اهالی طهران پانزده نفر به انتخاب اهالی ولایات.

در وظائف مجلس و حدود و حقوق آن

اصل پانزدهم: مجلس شورای ملی حق دارد در عموم مسائل آنچه را صلاح ملک و ملت می‌داند پس از مذاکره و مداقه از روی راستی و درستی عنوان کرده با رعایت اکثریت آراء درکمال امنیت و اطمینان با تصویب مجلس سنا به توسط شخص اول دولت به عرض برساند که به صحه همایونی موشح و به موقع اجراء گذارده شود.

اصل هفدهم: لوائح لازمه را در ایجاد قانونی یا تغییر و تکمیل و نسخ قوانین موجوده مجلس شورای ملی در مواقع لازم حاضر می‌نماید که با تصویب مجلس سنا به صحه همایونی رسانده به موقع اجراء گذارده شود.

اصل بیست و هشتم: هرگاه وزیری برخلاف یکی از قوانین موضوعه که به صحه همایونی رسیده‌اند به اشتباه کاری ...

اصل بیست و نهم: هر وزیری که در امری از امور مطابق قوانینی که به صحه همایونی رسیده‌است از عهده جواب برنیاید و معلوم شود که نقض قانون و تخلف از حدود مقرره کرده‌است مجلس عزل او را از پیشگاه همایونی مستدعی خواهد شد و بعد از وضوح خیانت در محکمه عدلیه دیگر به خدمت دولتی منصوب نخواهد شد.

اصل چهل و ششم: پس از انعقاد سنا تمام امور باید به تصویب هر دو مجلس باشد...


متمم قانون اساسی


قوای مملکت

اصل بیست و هفتم: قوای ممکت به سه شعبه تجزیه می‌شود:

اول: قوه مقننه که مخصوص است به وضع و تهذیب قوانین و این قوه ناشی می‌شود از اعلیحضرت شاهنشاهی و مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هریک از این سه منشاء حق انشاء قانون را دارد ولی استقرار آن موقوف است به عدم مخالفت با موازین شرعیه و تصویب مجلسین و توشیح به صحه همایونی ...

سیم[سوم]: قوه اجراییه که مخصوص پادشاه است یعنی قوانین و احکام به توسط وزراء و مامورین دولت به نام نامی اعلیحضرت همایونی اجراء می‌شود به ترتیبی که قانون معین می‌کند.

حقوق سلطنت ایران

اصل سی و نهم: هیچ پادشاهی برتخت سلطنت نمی‌تواند جلوس کند مگر این که قبل از تاجگذاری در مجلس شورای ملی حاضر شود با حضور اعضای مجلس شورای ملی و مجلس سنا و هیات وزراء به قرار ذیل قسم یاد نماید:

من خداوند قادر متعال را گواه گرفته به کلام الله مجید و به آن چه نزد خدا محترم است قسم یاد می‌کنم که تمام هم خود را مصروف حفظ استقلال ایران نموده حدود مملکت و حقوق ملت را محفوظ و محروس بدارم قانون اساسی مشروطیت ایران را نگهبان و برطبق آن و قوانین مقرره سلطنت نمایم ...

[[البته هر نگهبانی معلوم است که باید چماق یا اسلحه ای داشته باشد. اول اصلول 50 و 51:]]

اصل پنجاهم: فرمانفرمایی کل قشون بری و بحری با شخص پادشاه است.

اصل پنجاه و یکم: اعلان جنگ و عقد صلح با پادشاه است.

اصل چهل و چهارم: شخص پادشاه از مسئولیت مبری است وزراء دولت در هرگونه امور مسئول مجلسین هستند.

اصل چهل و پنجم: کلیه قوانین و دستخط‌های پادشاه در امور مملکتی وقتی اجراء می‌شود که به امضای وزیر مسئول رسیده باشد و مسئول صحت مدلول آن فرمان و دستخط همان وزیر است.

اصل چهل و ششم: عزل و نصب وزراء به موجب فرمان همایون پادشاه است.

اصل چهل و هفتم: اعطای درجات نظامی و نشان و امتیازات افتخاری با مراعات قانون مختص شخص پادشاه است.

اصل چهل و هشتم: انتخاب مامورین رئیسه دوائر دولتی از داخله و خارجه با تصویب وزیر مسئول از حقوق پادشاه است مگر در مواقعی که قانون استثناء نموده باشد ولی تعیین سایر مامورین راجع به پادشاه نیست مگر در مواردی که قانون تصریح می‌کند.

اصل چهل و نهم: صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین از حقوق پادشاه است بدون این که هرگز اجرای آن قوانین را تعویق یا توقیف نمایند. در قوانین راجع به امور مالیه مملکت که از مختصات مجلس شورای ملی است چنان چه اعلیحضرت پادشاه تجدید نظری را لازم بدانند برای رسیدگی مجدد به مجلس شورای ملی ارجاع می‌نمایند. در صورتی که مجلس شورای ملی به اکثریت سه ربع از حاضرین در مرکز نظر سابق مجلس را تایید نمود اعلیحضرت شاهنشاه قانون را توشیح خواهند فرمود.

[* اصل چهل و نهم متمم در جلسه روز پنجشنبه ۲۶ اردیبهشت ماه ۱۳۳۶ شمسی به تصویب مجلس واحد که طبق قسمت اخیر اصل الحاقی به متمم قانون اساسی از مجلس سنا و شورای ملی تشکیل شده بود رسیده‌است.

اصل چهل و نهم (منسوخ) صدور فرامین و احکام برای اجرای قوانین از حقوق پادشاه است بدون این که هرگز اجرای آن قوانین را تعویق یا توقف نماید.]

اصل پنجاه و چهارم: پادشاه می‌تواند مجلس شورای ملی ومجلس سنا را به طور فوق العاده امر به انعقاد فرمایند... »


خوب، فکر می‌کنم به اندازه‌ی کافی به دمکرات نبودن مشروطه‌طبان، حال هر چقدر که سکولار باشند، پی بردیم اگر نبرده بودیم. عین همین قضیه هم برای هر دیکتاتور سکولاری صادق است.

سروناز: آری این‌چنین بود!




۱۳۸۸ دی ۲۵, جمعه

با وجود خامنه‌ای، هیچ تغییری بوجود نخواهد آمد. یا قیام، یا به قدرت رساندن رفسنجانی. «رفسنجانی ولیِ فقیه باید شه»ا


ندا: من تا یه مدتی میخواهم در نقش یک اصلاح‌طلب، برای تحقق شعار «خامنه‌ای باید برود»، شعار «رفسنجانی باید بیاید» را مطرح کنم. از نظر من، در این شرایط حساس و برای جلوگیری از کشته‌ شدن هزاران نفر، شعار «رفسنجانی ولیِ فقیه باید شه»، کم‌خطرترین، کاری‌ترین و ضروری‌ترین شعار تاکتیکی برای عبور از بن‌بست کنونی و رسیدن به جامعه‌ای بازتر و آزادتر است. فعلن همین.

جواد: من بعنوان یک سرنگونی‌طلب، میگم که اصلاح‌طلبان حتا عرضه‌ی دادن این شعار را هم ندارند و باز هم این دلیلی است بر اینکه مردم ایران چاره‌ای جز قیام ندارند. پس چه بهتر که خود را از نظر روحی روانی، آماده‌ی قیام کنند. من هم! فعلن همین.



۱۳۸۸ آذر ۸, یکشنبه

بابا به هسته‌ی مردم چی‌کار داری؟


به غلَت‌های املاعی، توجه نکنید*
آخه چرا مردم روُ به تشکیل هسته‌های فلان تا فلان نفره تشویق می‌کنید؟ اینطوری هر کی که زیر دست و پا و چنگ این کودتاچی‌ها بیفته، از تماشاچی و رهگذر و پشتیبانِ خاموش گرفته تا حق‌طلبِ شعار دهنده، چه هسته‌ای! باشه و چه نباشه، تا یک لیست فلان تا فلان نفره‌‌ی هسته‌ای نده، ولش که نمیکنند. اونوقت برای هر کی که خاستند* یه پرونده‌ی هسته‌ای هم درست می‌کنند و میزارن پیش بقیه‌ی پرونده‌های خودساخته‌شون. چرا دردِسر مردم را زیاد می‌کنید؟ من در همین‌جا اعلام می‌کنم که اصلن هسته بی هسته و از آنجا که قرار بود به هسته‌ی مردم کاری نداشته باشیم، این اعلامیه را پس گرفته و بنابراین امور «هسته بی هسته» یا «هسته با هسته» را ول کرده و البته میتوان گفت که هر آزادی‌خاهی، خودش یه هسته است که شاید اهل هسته بازی باشد یا نباشد.

در مورد غلَت‌های املاعی

۱۳۸۸ آذر ۵, پنجشنبه

ابراهیم نبوی: دفاع خشونت آمیز در برابر خشونت ... پلیس باید از ما بترسد


ابراهیم نبوی: «... این که شعارهای روز سیزده آبان بشدت تند شده است، حاصل تصمیم و خواست ما نیست، حاصل فشارهای آنهاست، اگر خشونت را تشدید نکنند، ما نیز اعتراض را مسالمت آمیز می کنیم.

2) برخی از دوستان جنبش سبز با دیدن صحنه های وحشیانه حمله پلیس بخصوص به زنان و دختران، در نوشته های شان گفته اند که باید خشونت را با خشونت پاسخ داد. این پاسخی از سر احساس مسوولیت و دلسوزی و خشم است و کاملا طبیعی است، اما آیا چون طبیعی است، لازم و ممکن نیز هست؟ آیا منظور مبارزه قهرآمیز است، یا دفاع خشونت آمیز. اصولا اعمال خشونت در برابر خشونت، دو شیوه دارد. نخست آنکه ما خشونت را آغاز کنیم و بطور مسلح، سرد یا گرم وارد صحنه شویم و سعی کنیم با حمله به پلیس آنها را وادار به عقب نشینی کنیم. حالت دوم این است که ما بطور مسالمت آمیز وارد صحنه می شویم، اما در مقابل حملات پلیس به مردم و خودمان آرام نمانیم، نه تن به دستگیری بدهیم و نه بگذاریم دیگران دستگیر شوند و در حقیقت در مقابل خشونت از خودمان دفاع می کنیم.

از نظر حقوقی در حالت اول که می خواهیم حمله خشونت آمیز بکنیم، ما از زمانی که نقشه می کشیم، و قبل از هر عملی مجرم هستیم، اما در حالت دوم ما حتی در صورت زدن پلیس هم به لحاظ حقوقی مجرم نیستیم، چون مجبور شده ایم از خودمان واکنش نشان دهیم. در اینجا بحث از این واقعیت نمی کنیم که پلیس و قوه قضائیه جمهوری اسلامی برای صدور هر حکمی یا اعمال هر مجازاتی به ادله حقوقی نیاز ندارد، بلکه به دفاع خشونت آمیز از منظر حقوقی نگاه می کنیم. دفاع خشونت آمیز در برابر خشونت باید از جائی آغاز شود که ما در معرض حمله مرگبار و خشونت آمیز خیابانی قرار می گیریم و تا جایی ادامه بیابد که پلیس عقب نشینی کند. این رفتار باید باعث شود که پلیس هم از قبل بترسد و بفهمد که نمی تواند براحتی مردم را کتک بزند. به عبارت دیگر پلیس باید از ما بترسد، پیش از آنکه کاری بکنیم، اما نباید هیچ دلیلی برای دستگیری ما وجود داشته باشد.... »


۱۳۸۸ آبان ۲۹, جمعه

حرف و نظر سیاسی؟! اونم برای تو که مدرکی تو علوم سیاسی نداری؟! رو که نیست


بپردازیم به یکی دیگر از شاه‌کارهای آقای اسماعیل نوری‌علا :

میگم باز هم به این کشورهای متمدن. براشون فرق نمیکنه که شغل و تحصیلاتت چی باشه. اگه بری تو سیاست و عرضه‌شو داشته باشی و رای بیاری، شما را دعوت به مجلس نموده و بسته به زرنگی و فهم و شعور، حتا به نفع عده‌ای و به ضرر عده‌ای دیگر، و ترکیب یا بدترکیبی‌ی نیروهای سیاسی، شاید قدرتی شوید و مملکت را به راه یا بی‌راهه برده و چه بسا که اگر تحصیلات بالاتر از سیکل و دیپلم و لیسانس و دکترا داشتید، باز هم از این کارها می‌کردید و تاریخ نشان داده است که چه بسا لیسانسیه‌ی مهربان و دلسوز و یا خبیث و خودپرست، هر دو در یک رشته و چه بسا دکترِ کمونیست و یا تئوریسین لیبرالیسم هار. و اصولن اگر کسی وسط بحث سیاسی به طرف بگوید که تو که مدرک علوم سیاسی نداری، پس چرت و پرت میگی، نشانی از ضعف و کمبود و حتا خباثت و سرکوب هم نمی‌تواند باشد و تو اگر بگویی هست، مگر لیسانس آدم‌شناسی داری؟

اسماعیل نوری‌علا : «متأسفانه، آقای کديور، گويا به خاطر حس تعلقی که به "جنبش سبز" پيدا کرده اند، مسائل دينی و اخروی را ـ که در حوزهء تخصص شان است ـ کنار گذاشته و با رفتن از اين دانشگاه به آن دانشگاه آمريکائی مشغول ايراد نطق و خطابه دربارهء "جنبش سبز" شده و مرتباً تحليل هائی صرفاً و يکپارچه "سياسی" ارائه می دهند، بی آن که معلوم شود ايشان اين "علم سياست" را، جز در حوزهء علميهء قم، در کجا تحصيل کرده و در آن فارغ التحصيل هم شده اند»

در اینجا، بحث بر سر مواضع آقای کدیور نیست و بلکه اینست که آقای نوری‌علا، چه مدرک فارق‌التحصیلی در علوم سیاسی داشته و چه نداشته باشند، هیچ دلیل می‌شود که فهم و شعور سیاسی داشته باشند یا نه ؟ و چه بسا فهم و شعور بسیاری از وبلاگ‌نویسان و کُللن کسانی که با پرروئی‌ی تمام و بدون مدرک به خود اجازه داده‌اند که در سیاست دخالت کنند که شرم بر آن‌ها باد، از این آقا بیشتر نباشد و یا باشد؟ البته ایشان خیلی دوست داشتند 30 میلیون ناراضی‌ی شرکت‌کننده در انتخابات، دست به این کار ابلهانه‌ی سیاسی که ریشه در بی‌مدرکی داشت، نزده و به رهنمودهای ایشان دل‌می‌بستند و انتخابات را تحریم نموده و چه بهتر که رهبری‌ی آقای رضا پهلوی‌ی سکولار و مشروطه‌خاه را هم می‌پذیرفتند*، ولی خوب دیگه، کجاست فهم و شعور سیاسی؟!

*«وظيفۀ داريم که اگر ذره ای به آيندۀ وطن خود علاقه مندم، بجای بی اعتنائی عملی به سخنان ايشان[آقای رضا پهلوی]، به آنها گوش فرا داريم، چند و چون آنها را بسنجيم، از آنها انتقاد کنيم و نظرات متقابل خود را در برابر ديد همگان در ميان نهيم، تا شايد چاله چوله ها پر شود، اپوزيسيون جمهوری اسلامی بتواند، در زير سقف توافقاتی حداقلی و مشروط، تا انحلال حکومت اسلامی و برگزاری رفراندوم، گرد هم آيد و «تشکيلات رهبری» را به همت آقای رضا پهلوی ايجاد کرده و از «سرمایۀ سياسی» ـ يا بزعم من، ملی ـ ايشان استفاده کند.»
http://news.gooya.com/society/archives/080306.php


۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

اکبر گنجی: مردم به هیچ روش مسالمت‌آمیزی قادر به برکناری ولی فقیه از قدرت نخواهند بود



اکبر گنجی، برساختن رهبری در تعارض با وصیت‌نامه‌ی خمینی، ۲۶ آبان ۱۳۸۸: «... بدین ترتیب ولی فقیه، رهبر مادام العمری است با قدرت مطلقه، که اگر صد سال عمر کند،صد سال بر مردم فرمان‌فرمایی خواهد کرد، و مردم به هیچ روش مسالمت‌آمیزی قادر به برکناری او از قدرت نخواهند بود...»


۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

سیدمحمد خاتمی: نظام با کسانی که قصد براندازی دارند باید برخورد کند، ولی نه با افرادی که درون نظام هستند




خاتمی در بخش پایانی سخنانش باردیگر به مسائل روز اشاره کرد و گفت:«امروز همان آدم‌هایی
که برای انقلاب زحمت کشیده‌اند، مورد جفا قرار می‌گیرند و با یک جنگ روانی و ایجاد فضای امنیتی
به عنوان دشمن و منحرف معرفی می‌شوند و با آنها برخورد می شود البته هر نظامی با کسانی که قصد
براندازی دارند باید برخورد کند ولی با خود افراد که درون نظام هستند نباید چنین برخوردی کرد
وی تاکید کرد:«دور افراد خط کشیدن و دایره خودی را محدود کردن و بخش‌های مهمی
از جامعه را خارج از دایره خودی معرفی کردن بی‌انصافی است.این رفتارها
باعث می‌شود اصل مساله زیر سئوال برود.»

خلاصه اینکه جوانان ما اگر دست به روی حکومت بلند کنند
و قصد براندازی داشته باشند، سرکوبشان مورد تایید اصلاح طلبانی نظیر خاتمی است
و به این ترتیب، حکومت باید عبرت گرفته و دایره ی خودی ها را محدود نکند
چرا که گفته اند: اشِدّاءُ علي الكفار و رحما بينهم


۱۳۸۸ آبان ۲۰, چهارشنبه

با تو ام ای سرمنشع این سیل خانه‌مان‌بر



وقتی شنیدم که سپاه قرارداد 2 میلیون و 500 هزار دلاری
بسته برای خط ریلی و چه خوشحال سرحال کرده دادار داداری
با یاد خون ندا، تحسین این ملت این‌جور آگاه، ملت این‌جور شجاع
به ریششون خندیدم و هیچ چاره‌ای ندیدم، جز اینکه حرفی بزنم:

مافیای سپاه داره مثل یه غولِ گشنه
مملکت‌و میخوره با لذت و مِیل
نفت و طلا، حتا هوا، دخانیات
مخابرات و صادرات و واردات یا خط ریل
جاری شده بر همه چی مثل یه سیل

با تو ام ای سرمنشع این سیل خانه‌مان‌بر!
با تو ام ای آتش خانه‌مان‌سوز
ای ولی‌ی جگرسوز
ای رهبر مافیا
با آهِ سبزِ صبر و داد سرخِ خشم مردم بسوز


۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

ترانه «تشریفاتی شو»، بر روی آهنگی از پینک فلوید


تشریفاتی شو

این ترانه را می‌توان بر روی آهنگ زیر خواند

آقای خامنه‌ای! هرچند که من دارم کم کم! به این نتیجه میرسم
و قبلن‌ها هم به این نتیجه رسیده بودم که شما زبون خوش حالیتون نمیشه
ولی خوب چه بهتر که هر کس به سهم خود، تلاشی کند تا شما را به راه راست
هدایت نموده، هر چند به این خاطر که ثابت‌تر! کند که اصلاح‌پذیر نیستید
تا اتحاد فکری برای تصمیمات و قدم‌های بعدی، فراهم آید. پس! درهای صلح و سازش را
نبندید، که صد در صد پشیمان خواهید شد و چه بهتر که تشریفاتی شوید

از خوانندگان تقاضا میشود که دسته‌جمعی بخوانند و یا تصور نمایند

Pink Floyd - Another Brick in the Wall part 2





تشریفاتی شو

جنبش سبز - دست‌بردار نیست
هست چقد پر - تحمل

پر عظمت - سرشار از عزم
نمی‌تونه – بشه هول

هی فقیه، تو گوشت بکن
نَ- ترسیم، روتو کم بکن

اینو بفهم که نَ- مونده خیلی زمان
هنوز میشه بشه، اشتباهت جبران


اگه بخوای- ما می‌بخشیم
تا خون‌ ریزی- قطع بشه
میتونی تَ- شریفاتی شی
تا که ایران- آزاد شه

هی فقیه، تو گوشت بکن
نَ- ترسیم، روتو کم بکن

اینو بفهم که نَ- مونده خیلی زمان
میتونی اشتبا- هتو کنی جبران


شاهین دلنشین
10.11.2009



دیوار برلین در 20 سال پیش، این‌گونه فروریخت. دیوار ولایت‌فقیه چه‌گونه فرومیریزد؟



Fall of the Berlin Wall: The moment the barriers came down