۱۳۸۹ آبان ۱, شنبه

اکبر گنجی: مجموع آرای موسوی و کروبی بسيار بيشتر از آرای محمود احمدی نژاد بود و در انتخابات "تقلب تأثيرگذار" انجام شد


این‌ها حرف‌های خود گنجی و هزاران فعال سیاسی است و بهتر است که با صحبت‌های انحرافی، وقت جنبش را نگیریم. اگر تقلب نمی‌شد، موسوی صددرصد برنده می‌شد. حالا دور اول یا دور دومش چه فرقی می‌کنه؟ من یه مقدار عصبانی ام و فعلن به همین دو کلام قناعت میکنم!



۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

ننگ بر آن خارج‌نشینی که بخواهد قدرت‌طلبی چون شاهزاده رضا پهلوی را سوار موج جنبش آزادی‌خواهی کند


در جواب به آقای نوری‌علا که گفت: «... ننگ بر آن خارج کشوری باد که ...»

من فکر نمی‌کنم اکنون بتوان سیاست‌مداری دمکرات و با هوش متوسط را پیدا کرد که شعار «همه با هم»ِ 32 سال پیش را که به نفع موج‌سواری‌یه خمینی بود، قبول داشته باشد. اکنون اگر برای رسیدن به آزادی و دمکراسی شعار می‌دهیم که «ما همه با هم هستیم»، منظور حقیقی‌مان این است که «همه‌یه دمکرات‌ها با هم هستند» و با فرض اینکه کسی بخاطر خنده یا اخم من و شما نمی‌آید با جمهوری اسلامی مبارزه کند یا نکند، بعنوان مثال، آن‌هایی که می‌دانند سکولار بودن مساوی با دمکرات بودن نیست، اما صدای سکولاریسم سکولاریسم‌شان گوش فلک را کر کرده و در مقابل تکرار صدباره‌یه آن، دو بار هم برای خالی نبودن عریضه، کلمه‌یه «دمکرات» را در ادامه‌اش میاورند و تمام سعی‌شان را می‌کنند که شاهزاد رضا پهلوی‌یه سکولار، اما آرزومند به دستیابی به قدرتی که در قانون اساسی‌یه مشروطه به پادشاه داده شده* را دمکرات نشان داده و به کمیته یا ستاد یا شورا یا جمع رهبری‌یه کل جنبش دمکراتیک، که اجبارن در خارج می‌تواند شکل بگیرد، دعوت یا تحمیل کنند، خودشان یکی از موانع شکل‌گیری‌یه رهبری‌یه جنبش آزادی‌خواهی هستند. طیف امثال الاهه بقراط و اسماعیل نوری‌علا را هر چه منزوی‌تر کنیم، زودتر به «ستاد رهبری» خواهیم رسید. چنین افرادی معلوم است که حق دارند عده‌ای را دور خود و شاهزاده جمع کرده و ستاد رهبری یا آلترناتیوی اراعه داده و اگر توانستند، موج درست کرده یا سوار موج شده و رهبری را بدست آورند، اما اگر حق دارند که دیگران را به‌خاطر نفرستادن دعوت‌نامه برای آن‌ها، ننگین! کنند:

نوری‌علا: «... ننگ بر آن خارج کشوری باد که بخواهد بخاطر قدرت طلبی شخصی يا گروهی خود، سوار موج آلترناتيو خواهی شده و بکوشد تا زمام اختيار بديل آيندهء حکومت اسلامی را در دست خود بگيرد... »

من نوعی هم به خود حق می‌دهم که بگویم «آقای نوری‌علا، ننگ بر خودت»!

* نقل قولهایی از رضا پهلوی همراه با لینک را در این نوشته میتوانید بخوانید




۱۳۸۹ مهر ۲۰, سه‌شنبه

از اینکه خدای قرآن گفته*: « اين فقط شيطان است كه پيروان خود را مى‏ترساند. از آنها نترسيد! و تنها از من بترسيد!»، چه نتیجه‌ای می‌گیریم؟


1. از خدا باید ترسید چون گفته که از من بترسید و فقط شیطان است که می‌ترساند!
2. خدا همان شیطان است، مگر اینکه این آیه را از روی عقل نگفته باشد!
3. خدا بی‌عقل نیست اگر نگوییم اصلن موجود نیست، پس وقتی می‌گوید فقط شیطان است که می‌ترساند، خودش دیگر نمی‌ترساند مگر اینکه شیطان در جسم او حلول کرده باشد که حتمن میگی امکان‌پذیر نیست چون خدا جسم نیست، پس حضرت محمد این آیه را از خودش درآورده!
4. حضرت محمد از خودش درنمی‌آورد، یا برایش درآورده‌اند! و یا حتمن اشتباه فهمیده و نقل قول کرده!
5. این آیه زمانی به محمد الهام شد که خدا هنوز آیه‌یه مربوط به حرام‌بودن مشروب‌خوری را برای آن حضرت نفرستاده بود و احتمالن محمد هم استخفرالله از خدا یا خواسته یا نخواسته مست کرده بوده و آیه‌یه خدا را خنده‌دار اراعه نموده و آبروریزی نمود و شاید همین کار او باعث شد که خدا به فکر حرام کردن شراب برای او بیفتد و مساوات را برای همه رعایت کند.
6. پیغمبر خدا مست نبوده چون این آیه بعد از حرام شدن شراب، الهام شده و بنابراین اشتباه نفهمیده، اما این آیه را چندین سال بعد از مرگش، تحریف کرده‌اند. مثل نصف بیشتر قرآن!
7. همه‌یه این حرف‌ها جفنگیات است. کدوم قرآن و شیطان و خدا و پیغمبر؟!


قرآن، سوره آل عمران، آیه 175*


۱۳۸۹ مهر ۱۹, دوشنبه

خامنه‌ای به رفسنجانی: ببین! دیدی وقف دانشگاه روُ به هم زدم. حالا به خدا بگو اگه تونست بیاد از من پس بگیره


علی خامنه‌ای
وقف دانشگاه آزاد را باطل اعلام کرد.

رفسنجانی (چند روز پیش): «براساس فتواي رهبر و چهار مجتهد كه در هيات موسس حضور داريم تصميم به وقف اين دانشگاه گرفته‌ايم، صيغه آن نيز خوانده شد و قبض و اقباض نيز انجام شد كه فكر نمي‌كنيم كسي بتواند آن را به هم بزند و اگر كسي توانست اين كار را انجام دهد از خداوند قوي‌تر است [احتمالن این بوده: خداوند از او قویتر است] و از او پس مي‌گيرد ... اميدواريم كسي اين جرات را به خود ندهد كه اين مجموعه كه سال‌هاست آموزش و تحقيقات كشور را تامين مي‌كند و حتي مي‌تواند كشور را اداره كند را پس بگيرد.»



۱۳۸۹ مهر ۱۵, پنجشنبه

آقای کروبی، به این آقای خامنه‌ای پیشنهاد مباهله بدهید. طرفدارانت یک طرف و طرفدارانش طرف دیگر


قرآن، سوره آل عمران: «هرگاه بعد از علم و دانشى كه (در باره مسيح) به تو رسيده، (باز) كسانى با تو به محاجه و ستيز برخيزند، به آنها بگو: «بياييد ما فرزندان خود را دعوت كنيم، شما هم فرزندان خود را؛ ما زنان خويش را دعوت نماييم، شما هم زنان خود را؛ ما از نفوس خود دعوت كنيم، شما هم از نفوس خود؛ آنگاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار دهيم. (61)

آقای کروبی، میگم چطوره به این آقای خامنه‌ای بگیم اگه فکر می‌کنه که مردم او را به رهبری و نمایندگی‌یه اسلامشان قبول دارند، یک خیابان طولانی روُ اسم ببره و طرفدارنش را بدون اجازه‌یه خون و خون‌ریزی، به یک طرف خیابان دعوت کنه و شما هم طرفدارانت را به طرف دیگر خیابان. اون‌وقت احتیاجی به لعن و نفرین هم نیست و ضمن اینکه طرفین میتونن همدیگه روُ هو کنن! خود جمعیت نشون میده که مردم چه کسانی روُ نماینده‌یه اسلامشان می‌دونن یا تشخیص میدن که نماینده‌یه اسلام ایرانیان مسلمان قرن 21 باشه: مسلمانان طالبانی؟ یا مسلمانانی که زورگویی را قبول نداشته و به رای مردم احترام می‌گذارند؟



۱۳۸۹ مهر ۸, پنجشنبه

حمله به اسلام فقاهتی، کمک بزرگی به دمکرات شدن مسلمانان می‌کند. 3 نمونه از اکبر گنجی


بعدنوشت: با عرض معذرت، این مطلب عجولانه نوشته شده و در درستی‌یه آن شک دارم. بعنوان فردی سیاسی، ترجیح میدهم که کل اسلام و قرآن و شخصیت‌های مهم آن را زیر سوال نبرم، چرا که چنین کاری پایه‌های اعتقادات و اتکای یک فرد مسلمان معمولی را فرو می‌ریزد و بیشتر به درد تبلیغ بی‌دینی می‌خورد. من مخالفتی با چنین تبلیغاتی ندارم، ولی قوی کردن جبهه‌ای که تلاشش را نه بر بی‌دین کردن مردم که بر دمکرات کردن دین و آیین و تفکراتشان گذاشته است، ترجیح می‌دهم.


شاید برای شما هم مثل من بارها اتفاق افتاده باشد که شک کرده باشید تا چه حدی و با چه لحنی می‌توان و درست است و باید قرآن و اسلام و شخصیت‌های دینی را زیر سوال و نقد برد؟ مثلن آیا درست است که ناعادل بودن حضرت علی را به رخ مسلمانانی که او را مظهر عدالت و مساوات و حق‌طلبی میدانند، بکشید یا نه؟ اکبر گنجی در اینکه نشان دهد حضرت علی مردم را به زور و تهدید به آتش‌زدن خانه‌هایشان، مجبور به شرکت در نماز جمعه می‌کرده، تردید به خود راه نداده است:

اکبر گنجی: «... اسلام فقاهتی شیخ طوسی، دارای روایاتی است که آتش زدن خانه ی کسانی را که در نماز جماعت شرکت نمی کنند مجاز می دارد. شیخ طوسى به نقل از امام جعفر صادق صلوات اللّه عليه حكايت فرمايد: روزى به حضرت اميرالمؤ منين امام علىّ بن ابى طالب عليه السلام خبر رسيد: عدّه اى از مسلمانانى كه در همسايگى مسجد زندگى مى كنند، به نماز جماعت در مسجد حاضر نمى شوند. پس آن گاه امام ، اميرالمؤ منين علىّ عليه السلام در جمع نمازگذاران حضور يافت و بعد از اقامه نماز، ضمن ايراد خطبه اى اظهار داشت : شنيده ام عدّه اى از افراد، در مساجد ما و در صفوف مؤ منين مشاركت ندارند و با ما به نماز جماعت حاضر نمى شوند. از اين به بعد، كسى حقّ ندارد با آن ها هم غذا و همنشين و هم سخن گردد. و همچنين كسى حقّ ندارد با ايشان پيمان زناشوئى ببندد و يا به ايشان كمك نمايد، تا مادامى كه آنان نيز همانند ديگران در جمع مسلمين حضور يابند و در نماز جماعت شركت كنند. سپس آن حضرت افزود: چه بسا ممكن است دستور دهم كه خانه هاى چنين افرادى را بر سرشان تخريب كرده و آتش زنند و بسوزانند، مگر آن كه از اين عملشان دست بردارند و به درگاه الهى توبه نمايند. امام جعفر صادق عليه السلام در ادامه افزود: مؤ منين به وظيفه خود كه اميرالمؤ منين علىّ صلوات اللّه عليه مشخّص نموده بود عمل كردند و با افراد متخلّف ترك معاشرت و معامله نمودند، تا آن كه بالا خره ، آن ها از عمل خود پشيمان شده ؛ و همراه ديگر نمازگذاران در مساجد؛ و نماز جماعت شركت كردند.»

او حتا با گرامی نامیدن حضرت محمد، سعی میکند چهره‌ای از واقعیت او را به‌نمایش گذاشته و خواننده را به موضع‌گیری وادارد:

همانجا: «... شیخ انصاری(1281 ه) در مکاسب چه نوع اسلام فقاهتی اختراع کرده است؟ او می نویسد که در کتاب کافی، با سند صحیح، از ابو عبدالله (امام صادق) روایت شده است که وی گفته است که پیامبر گرامی اسلام گفته است: "اذا رایتم اهل الریب و. .. بذلک الحسنات و یرفع لکم به الدرجات: هرگاه ، پس از من ، به کسانی برخوردید که یا در دین شک دارند یا چیز نوظهوری به دین وارد می کنند بیزاری خود را از آنان آشکار کنید و تا می توانید دشنامشان دهید و بدگویی شان کنید و افتراشان بزنید و دروغ و بهتانشان ببندید تا امیدشان به تباه کردن اسلام نومید شده و این کارها مردم را از اطرافشان پراکنده کند تا از بدعتهایشان چیزی نیاموزند. خدا به خاطر این کارها برایتان حسنه می نویسد و درجات شما را متعالی می گرداند"... »

و چرا مردم ندانند که امام باقر همه را به جز شیعیان، حرامزاده میدانسته؟

همانجا: «... کلینی در اصول کافی، روایت زیر را نقل کرده است: عَلِیُّ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِیِّ بْنِ الْعَبَّاسِ ... عَنْهُمْ أَجْمَلُ ثُمَّ قَالَ وَاللَّهِ یَا أَبَا حَمْزَهَ إِنَّ النَّاسَ کُلَّهُمْ أَوْلادُ بَغَایَا مَا خَلا شِیعَتَنَا: ابو حمزه مى ‏گوید : به امام باقر علیه السّلام عرض کردم : برخى از هم کیشان ما به دگراندیشان دروغ مى بندند و آنها را به حرامزادگى نسبت مى‏ دهند . امام باقر علیه السّلام فرمود : سخن نگفتن در باره آنان نیکوتر است ، و سپس فرمود : اى ابا حمزه ! به خدا سوگند! جز شیعیان ما، همه مردم زاده‌ی فحشایند"...»

موضوع این نیست که بیاییم و هر فحش و بدوبیراهی به اسلام و قرآن و محمد و علی و عمر و دیگر عمامه‌داران بدهیم و هر مسلمانی را بر طبق آیه‌های قرآن، یک طالبان به‌شمار آوریم و مدرک طالبانی نبودن را نامسلمانی یا بی‌دینی بدانیم و بین مسلمان و نامسلمان و دین‌دار و بی‌دین، دره‌ای عظیم و پرنفرت ایجاد کنیم، اما می‌شود عین حقیقت را، که بار اصلی‌یه آن اعتراض به زورگویی، تبعیض، برده‌داری، زیرپاگذاشتن حق عقیده و دیگر حقوق بشری و تبلیغ دمکراسی است، بیان کرد و ضمن اینکه شناخت و آگاهی‌یه طرف مقابل را گسترش بخشید، به عقل و وجدان این مسلمان قرن 12 ارجاع داد تا اگر مسلمان می‌ماند، مسلمان آزاده‌ و دمکراتی باشد و سعی کند اسلامش را از عناصر طالبانی‌ و مربوط به تمدن 1400 سال پیش حذف کند.




۱۳۸۹ مهر ۶, سه‌شنبه

دشمن را دچار استرس کنیم، توام! با دلشوره و نگرانی و ترس. پیام رمزی‌یه زیر، بی‌معنی است!ا


یک پیام بسیار بی اهمیت و شاید هم پر از آن برای یک جوان با نام رمزی و شاید هم حقیقی که در ایران زندگی می‌کند:

اونتاش ناپیریش پسر هوبانومنا! زیگورات، هدیه ات به اینشوشیناک در حال نابودیست




۱۳۸۹ مهر ۵, دوشنبه

وقتی خدا تو قرآن مهلت میده به شیطان تا روز قیامت، تو چه‌کاره‌ای که گیر میدی به حجاب و دین و عبادت ملت؟


سوره 15: الحجر:

... و (به خاطر بياور) هنگامى كه پروردگارت به فرشتگان گفت: «من بشرى را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده، مى‏آفرينم. (28)
هنگامى كه كار آن را به پايان رساندم، و در او از روح خود (يك روح شايسته و بزرگ) دميدم، همگى براى او سجده كنيد!» (29)
همه فرشتگان، بى استثنا، سجده كردند (30)
جز ابليس، كه ابا كرد از اينكه با سجده‏كنندگان باشد. (31)
[خداوند] فرمود: «اى ابليس! چرا با سجده‏كنندگان نيستى؟!» (32)
[ابليس] گفت: «من هرگز براى بشرى كه او را از گل خشكيده‏اى كه از گل بدبويى گرفته شده است آفريده‏اى، سجده نخواهم كرد!» (33)
[خداوند] فرمود: «از صف آنها ( فرشتگان) بيرون رو، كه رانده‏شده‏اى (از درگاه ما!). (34)
و لعنت تا روز قيامت بر تو خواهد بود!» (35)
[ابليس] گفت: «پروردگارا! مرا تا روز رستاخيز مهلت ده (و زنده بگذار!)» (36)
[خداوند] فرمود: «تو از مهلت يافتگانى! (37)
تا روز آن زمان معین (38) ...


سوره 7: الاعراف:

ما شما را آفريديم؛ سپس صورت بندى كرديم؛ بعد به فرشتگان گفتيم: «براى آدم خضوع كنيد! » آنها همه سجده كردند؛ جز ابليس كه از سجده‏كنندگان نبود. (11)
(خداوند به او) فرمود: «در آن هنگام كه به تو فرمان دادم، چه چيز تو را مانع شد كه سجده كنى؟» گفت: «من از او بهترم؛ مرا از آتش آفريده‏اى و او را از گل!» (12)
گفت: «از آن (مقام و مرتبه‏ات) فرود آى! تو حق ندارى در آن (مقام و مرتبه) تكبر كنى! بيرون رو، كه تو از افراد پست و كوچكى! (13)
[شیطان] گفت: «مرا تا روزى كه (مردم) برانگيخته مى‏شوند مهلت ده (و زنده بگذار!)» (14) 
(خداوند) فرمود: «تو از مهلت داده شدگانى!» (15) 
[شیطان]گفت: «اكنون كه مرا گمراه ساختى، من بر سر راه مستقيم تو، در برابر آنها كمين مى كنم! (16)


سوره ۱۷: الإسراء

به ياد آوريد زماني را كه به فرشتگان گفتيم براي آدم سجده كنيد، آنها همگي سجده كردند جز ابليس كه گفت آيا براي كسي سجده كنم كه او را از خاك آفريده‏اي؟! ﴿۶۱﴾
(سپس) گفت اين كسي را كه بر من ترجيح داده‏ اي اگر تا روز قيامت مرا زنده بگذاري همه فرزندانش را جز عده كمي گمراه و ريشه كن خواهم ساخت! ﴿۶۲﴾
فرمود: برو! هر كس از آنان از تو تبعيت كند جهنم كيفر آنها است، كيفري است فراوان! ﴿۶۳﴾
هر كدام از آنها را مي‏تواني با صداي خودت تحريك كن، و لشكر سواره و پياده‏ ات را بر آنها گسيل دار، و در ثروت و فرزندانشان شركت جوي، و آنها را با وعده‏ ها سرگرم كن ولي شيطان جز فريب و دروغ وعده‏اي نمي‏دهد. ﴿۶۴﴾
(اما بدان) تو هرگز سلطه‏ اي بر بندگان من پيدا نخواهي كرد (و آنها هيچگاه به دام تو گرفتار نمي‏شوند) همين قدر كافي است پروردگارت حافظ آنها باشد. ﴿۶۵﴾



۱۳۸۹ شهریور ۲۵, پنجشنبه

ای معاون سابق، ای خبرنگار، ای خبرگزاری، یک کمی دقت کن! 7 هزار دلار با 7 میلیون دلار خیلی فرق داره


وقتی خبر زیر را خواندم، اول اسیر جوّ شدم، ولی به نظرم اومد یه جای کار می‌لنگه. 70 میلیون ضرب‌در 7 میلیون دلار، میشه: 490 هزار میلیارد دلار. پس وقتی در اینجا صحبت از 495 میلیارد شده، یعنی هر ایرانی باید 7000 دلار بسلفه! نه 7 میلیون دلار.

جرس: «خیانتی که برای۲۵ سال دامن کشور را خواهد گرفت ... معاون سابق امور بین‌الملل وزارت نفت و نماینده اسبق ایران در سازمان ملل متحد، پرده از کیفیت معامله ای توسط برداشت که در صورت تصویب آن در مجلس، “خیانتی برای ۲۵ سال دامن ایران راخواهد گرفت.”
هادی نژاد حسینیان معاون سابق امور بین‌الملل وزارت نفت در این زمینه خبر داده است: “اگر حجم صادرات به هند و پاکستان روزانه ۶۰ میلیون متر مکعب باشد، از جیب مردم ایران روزانه ۲۵ میلیون دلار به هندی‌ها و پاکستانی‌ها تخفیف داده می‌شود و اگر ۱۵۰ میلیون متر مکعب در روز صادر کند، میزان تخفیف روزانه بالغ بر ۵۵ میلیون دلار خواهد شد و در دوره ۲۵ ساله قرارداد برای حالت اول ۲۲۵ میلیارددلار و برای حالت دوم ۴۹۵ میلیارد دلار تخفیف داده می‌شود. به طور خلاصه قرار است برای رفع تنش بین هند و پاکستان از طرف هر ایرانی ۲٫۳ تا ۷ میلیون دلار به شرکت‌های گاز هند و پاکستان کمک بلاعوض شود.”... »



۱۳۸۹ شهریور ۲۴, چهارشنبه

آقای «علی‌رضا رضایی» لطفن نه مبلغ فرهنگ تجاوز باشند و نه کسی را تهدید به تجاوز کنند


در مبارزه با فرهنگ تجاوز، اول این قسمت از حرف‌های تهدیدآمیز اخیر ایشان را به کسی که گویا برای دریافت پناهندگی و سوءاستفاده، خود را انقلابی و خبرنگار جازده بخوانید:

علی‌رضا رضایی: « خالی‌بندان در جهان صنعت‌گرند! ... ما: ببین! من نه علی الحساب از این سی سال خارج مونده‌هام که زیاد آمار اوضاعو ندارن تو اینارو که براشون میگی بگن آخ الهی بمیرم برات بعد جفت جفت تیغشون بزنی، نه به کارت میام که محض مخ زنی بیشینی از این قصه‌ها بگی طرف غش کنه برات بعد بکشی پائین که محل تجاوز رو نشونش بدی تهش هم بگی ما که کشیدیم پائین، خب چه کاریه! بیا محل‌های دیگه رو هم ببین! بشینی دوباره از این ویز-ویزها بکنی این‌دفعه خودمون همینجا می‌ریزیم سرت دسته جمعی یه سابقه انقلابی تمیز برات می‌سازیم‌ها! والا!»

خوب خودمونیم! جواب یه عده که از قضا همه مرد هستند! و اومدن یه خالی‌بندی‌هایی کردن و شاید سوءاستفاده‌یه مالی و جنسی از زنان ساده‌! خارج‌نشین هم کرده‌اند اینه که ملت و از جمله آقای رضایی، در نقش ناجی‌! این زنان، این مردان را به تجاوز تهدید کنند؟ این چه فرهنگ لمپنی‌ای است که آقای علی‌رضا رضایی مبلغ آن شده است. من مخالفتی با آگاهی‌دادن یا افشاکردن (البته به‌جز دخالت در زندگی‌یه خصوصی افراد) ندارم ولی کسی که کس دیگری را به هر دلیلی و از جمله به دلیل خالی‌بندی! تهدید به تجاوز می‌کنه، بدجوری میراث تجاوزکاران و فرهنگشان را به ارث برده و آنرا اشاعه میده و خوب، یه عده‌ای هم باید با این فرهنگ مبارزه کنند. همین پریروزها بود که ایشون با دوستشون نیک‌آهنگ کوثر، در مبارزه با سبزاللهی‌ها، به شیوه‌ای کثیف این طور نوشتند:

علی‌رضا رضایی: «مشروح دیدار فوق محرمانه ما با نیک آهنگ در پاریس ! ... ما : دست شما درد نکند . راستی ما چرا باید از موسوی بد بگوئیم هی ؟ دلت خنک می‌شود خدای نکرده ؟ آخر ما از موسوی یک کم خوشمان می‌آید بعضی وقتها و از کروبی بیشتر کم خوشمان می‌آید خیلی وقتها .
نیکان : خنگ خدا ! همین است که بعد از اینهمه مدت هنوز گشنه می‌باشی ما که مهمانیم باید در پاریس برای تو سیب زمینی سرخ کرده و از آن نوشیدنهای مبتذل بخریم دیگر . الآن باید یا بدون تف و صابون بروی در انتهای این دو نفر دربیائی یا باید با یک تن تف و صابون هم از انتهای همین دو نفر رد نشوی . اینطوری می‌توانی هر روز سی دفعه سیب زمینی سرخ کرده که خیلی دوست میداری بخوری با نوشیدنیهای مبتذل دیگر .
ما : عجب ! آنوقت ببخشید جسارتاً اگر یکنفر بدون تف و صابون رفت در انتهای این دو نفر و زبانم لال گیر کرد دیگر درنیامد چه جوری می‌شود ؟
نیکان : آنوقت طرف تازه می‌شود سبز اللهی !»

حالا من نمی‌دونم که چرا کسی پیدا نمیشه به ایشون بگه رفیق، دوست یا برادر عزیز! لایه‌های لمپنی را دور بریز و ازشون بپرسه که دوست داشتید همونطور که شما صحنه‌ی تجاوز به موسوی و کروبی از طرف سبزاللهی‌ها را تصویر کردید، یه نفر هم صحنه‌ی تجاوز به پدر و مادرت را تصویر می‌کرد؟


شاهکارهای ایشون یکی دوتا نیست. همین چند روز پیش، همجنس‌گرایان را ابنه‌ای نامیدند و در داستان‌های خشتک جر دادن، خشتک عمامه کردن، خشتک پرچم کردن ایشان که نقل و نبات نوشته‌هایشان هست، متاسفانه همه، هم حکومتیان و هم مردم آزادی‌خواه! هر دو تجاوزگر می‌شوند. البته خود ایشان هم بعضی موقعها هم اقرار می‌کنند که نمی‌دانند چرا انقدر خشتک خشتک می کنند، که در جواب باید به ایشان گفت عزیز جان، شما باید برید پیش یک روانشناس.

علیرضا رضایی: «آقای خزعلی ! منم بودم تا مامانم اجازه نميداد چيزی نمی نوشتم ... ! راست ميگوئي تو دكتر جان ! وقتي آدم يك چيزي تلاوت ميكند دوستان محترم سبز خشتك آدم را سرش پرچم ميكنند ... ميدانم دكتر جان ، تف ندادن خيلي سخت است آنهم وقتي كه آدم وسط ماجراي كهريزك شيرجه ميرود توي اندوه لبنان و بقيه خشتكش را سرش عمامه ميكنند . ... همان آخوند بشوي تا اگر چيزي سرت عمامه ميشود به كار همان غزه و لبنان بيايد . آخر خشتك هم شد عمامه ؟ ... وگرنه ميداني كه من هيچوقت از خشتكم حرف درنمي آورم . حالا اينكه چرا اينقدر خشتك در اين نوشته كاربرد دارد را خودم هم نميدانم ... »

به قول ماعر: هزاران بار خشتک جر بدادی، گهی عمامه، گه پرچم نمودی . برایت فرق نکرد این مردم هستند یا حکومت ، همه را تو تجاوز‌گر نمودی