۱۳۹۹ آبان ۲۰, سه‌شنبه

نقش رضا شاه

کاری از: ؟

"رضاشاه " #رضاشاه
نقش مهم رضاشاه در استقلال وحفظ تمامیت ارضی ایران، کنار گذاشتن نهاد مذهب از امور دولتی و قضا، سرکوبی اشرار، راهزنان، تجزیه طلبان و برچیدن اخوند و اخوندبازی و همچنین پایه گذاری ایران نوین انکار ناپذیر است،
و اما، این به این معنا نیست که حکومت وسیاستهای او را بدون نقص و ایده ال بدانیم، پس کافیست در قضاوتهایمان کمی صداقت داشته باشیم،
بیاییم ،ابتدا با رجوع به منابع تاریخی مستند و مکتوب، وضعیت ایران قبل از او را منصفانه مرور کرده و سپس اورا قضاوت کنیم،
مرکز ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ، ﺍﻣﯿﺮ ﻣﻮﯾﺪ ﺳﻮﺍﺩ ﮐﻮﻫﯽ ﻗﺪﺭﺕ ﺩﺍﺷﺖ ﻭ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﺗﻬﺪﯾﺪ ﻣﯿﮑﺮﺩ...
در گیلان، میرزا کوچک خان جنگلی با کمک روسیه، جمهوری شوروی گیلان تاسیس کرده و خود را رئیس جمهور دانسته و تمبر انقلابی چاپ میکرد...
شرق ﻣﺎﺯﻧﺪﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﺨﺸﻬﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺷﻤﺎﻝ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ در دست ﺩﻭ ﻃﺎیفه ﺗﺮﮐﻤﻦ ﺑﻮﺩ...
ﺷﻤﺎﻝ ﻏﺮب ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺳﺮﺩﺍﺭ ﻣﻌﺰﺯ ﺑﺠﻨﻮﺭﺩﯼ ﻭ ﺍﯾﻞ ﺷﺎﺩﻟﻮ ﺑﻮﺩ...
ﺷﻤﺎل اذربایجان ﻭ ﻧﻮﺍﺣﯽ ﻫﻢ ﻣﺮﺯ ﺑﺎ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﻗﺒﺎﻝ ﺍﻟﺴﻠﻄﻨﻪ ﻣﺎﮐﻮﺋﯽ ﺑﻮﺩ...
ﻏﺮﺏ ﺍﺭﻭﻣﯿﻪ ﻭ ﮐﺮﺩﺳﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺩﺳﺖ ﺍﺳﻤﺎﻋﯿﻞ ﺁﻗﺎ ﺳﻤﯿﺘﻘﻮ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﭘﺮﭼﻢ و دولت ﺑﺮﺍﯼ ﺧﻮﺩ ﺳﺎخته و ادعای کشوری مستقل داشت و مخالفان را بشدت سرکوب و قتل عام میکرد...
ﺁﺫﺭﺑﺎﯾﺠﺎﻥ در ﺩﺳﺖ عشایر ﺍﯾﻞ بزرگ ﺷﺎﻫﺴﻮﻥ ﻭ ﻫﻤﺪﺍﻥ در ﺩﺳﺖ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﮐﺮﺩ ﺑﻮﺩ...
ﺩﺭ ﺟﻨﻮﺏ ﺑﻠﻮﭺ ﻫﺎ ﺧﻮﺩ ﮔﺮﺩﺍﻥ شده ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺩﻭﺳﺖ ﻣﺤﻤﺪﺧﺎﻥ ﺳﺮﮐﺮﺩﻩ ﺑﻠﻮچها ﺳﮑﻪ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺩﺵ ﻣﯽﺯﺩ ﻭ ﭼﯿﺰﯼ ﻧﻤﺎﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﺩﯾﺎﺭ ﺭﺳﺘﻢ ﺩﺳﺘﺎﻥ نیز ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ تجزیه شده ﺑﻪ ﺑﻠﻮﭼﺴﺘﺎﻥ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ ﺑﭙﯿﻮﻧﺪد...
ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ استان ﻣﺴﺘﻘﻞِ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ، ﻣﯿﺒﺎﯾﺴﺖ ﻭﯾﺰﺍ میگرفتند ﻭحاکم ﺁﻧﺠﺎ شیخ خزعل تحت حمایت اعراب و انگلستان سالها ﺑﻮﺩ که ﺑﻪ ﺗﻬﺮﺍﻥ ﻣﺎﻟﯿﺎﺕ نمی پرداخت و خیال جداسازی خوزستان را از ایران داشت ...
ﺗﺮﮐﻤﻦﻫﺎ ﺭﺍﻩ ﻫﺎﯼ ﺧﺮﺍﺳﺎﻥ ﺭﺍ ﻏﺎﺭﺕ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ...
ﻣﺮﮐﺰ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺟﻮلانگاه ﯾﺎﻏﯿﺎﻥ ﻭ ﻟﺮﻫﺎﯼ ﺷﻮﺭﺷﯽ ﺑﻮﺩ ...
ﻧﺎﯾﺐ ﺣﺴﯿﻦ ﮐﺎﺷﯽ ﺩﺭ ﮐﺎﺷﺎﻥ ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺖ ﻣﺮﮐﺰﯼ ﺑﺎﺝ ﻣﯽﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﻫﺮ گونه ﺟﻨﺎﯾﺘﯽ ﺑﺮ ﻣﺮﺩﻡ ﺭﻭﺍ ﻣﯽﺩﺍﺷﺖ...
رضاخان جوزدانی و جعفرقلی خان چرمهینی در نجف آباد و لنجان (اصفهان) به راهزنی مشغول و مردم را غارت میکردند ...
ﺷﻤﺎﻝ ﮐﺸﻮﺭ در ﺩﺳﺖ ﺭﻭﺱ ﻫﺎ ﻭ جنوب ﺩﺳﺖ ﺍﻧﮕﻠﯿس ها بود...
ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﻫﺎ ﺍﺳﮑﻨﺎﺱ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺭﺍ ﭼﺎﭖ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﺍﺯ ﺩﻭﻟﺖ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺣـق ﺗـﻮحش ﻣﯿﮕﺮﻓﺘﻨﺪ...
ﺗﺮﺍﺧﻢ ﻭ ﺳﻮﺯﺍﮎ ﻭ ﻣﺎﻻﺭﯾﺎ نه ﺩﺭ ﺳﻄﺢ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ، بلکه ﺩﺭ ﺍﺑﻌﺎﺩِ ﯾﮏ "ﮐﺸﻮﺭ" ﺑﯿﺪﺍﺩ ﻣﯿﮑﺮﺩ...
٪۹۵ ﻣﺮﺩﻡ ، ﺭﻭﺳﺘﺎﻧﺸﯿﻦ و ﯾﺎ ﻋﺸﺎﯾﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ ، و ﺁﻥ ۵٪ ﺷﻬﺮﻫﺎﯾﻤﺎﻥ ﻫﻢ ﻓﺮﻗﯽ ﺑﺎ ﺭﻭﺳﺘﺎها ﻧﺪاشتند...
٪۹۸ مردم ﺳﻮﺍﺩ ﺧﻮﺍﻧﺪﻥ و ﻧﻮﺷﺘﻦ ﻧﺪﺍﺷﺘﻨﺪ و بیسواد بودند...
ﺭﺍﻩ ،ثبات ﻭ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺁﺭﺯﻭﯼ دیرینه وﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﻓﺘﻨﯽ ﺍﯾﺮﺍﻧﯿﺎﻥ ﺑﻮﺩ...
ﻣﺮﺩﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﻣﺸﻬﺪ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺭﻭﺳﯿﻪ ﻭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻓﺘﻦ ﺑﻪ ﺧﻮﺯﺳﺘﺎﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻣﯿﺮﻓﺘﻨﺪ...
ﺍﺭﺗﺶ ﻭ ﺑﺎﻧﮏ ﻭ ﺷﯿﻼﺕ ﻭ ﺷﻬﺮﺑﺎﻧﯽ ﻭ ﮔﻤﺮﮎ و معادن ﻭ ... در ﺩﺳﺖ بیگانگان ﺑﻮﺩ...
اوج فاجعه واز همه غم انگیزتر مجموعه‌ای از قحطی، مالاریا، آنفلوآنزا، و اعتیاد فراگیر به تریاک سبب نرخ غیرعادی مرگ و میر (۴۰٪ از جمعیت ایران) یعنی ده میلیون نفر شده بود !!!
بـلـه ، ﺍﯾﺮﺍﻥ دقیقاً ﯾﮏ ﺷﺒﻪ ﻣﺴﺘﻌﻤﺮﻩ و بیماری رو بمرگ بود ﮐﻪ نفسهای واپسین را میکشید ،و ﻣﺮﺩﻣﺎﻧﺶ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺿﺮﺑﺖ ﺁﺧﺮ ﻧﺸﺴﺘﻪ بودند ، ﮐﻪ ﻣﻌﻠﻮﻡ ﻧﺒﻮﺩ چه زمانی ،از کجا و چگونه بر سرشان فرود میاید ...

دقیقاً در چنین وضعیت هولناکی رضاشاه این مرد میهن پرست، ایراندوست ،سختکوش، مقرراتی و مصمم با لباس سربازی برتن، چکمه سربازی به پا و باحمایت تمام قد میهن پرستان بویژه مشروطه خواهان پای به میدان نهاد .......... 

صحبتهایی از کسروی در مورد رضا شاه

کاری از: ؟


يكي از حوادث شهريور ماه ۱۳۲۰ كنارجويي اين شاه از تاج و تخت و واگذاردن آن به شاهنشاه كنوني بود كه روز بيست و پنجم آنماه رخ داد و اينك بنام ياد آوری از آن داستان امروز كه بيست و چهارم شهريور و مصادف با آخرين روز پادشاهي آن شهريار است اين عكس را در روزنامه خود مي‌آوريم.
چنانكه گاهي گفته‌ايم ما اگرچه از اين شاه درباره‌ُ بی پروايي به مشروطه و بی آبرو گردانيدن مجلس شورا گله‌مند مي‌باشيم و اين هم گله‌ٔ كوچكي نيستش با اينحال او را يك پادشاه غيرتمند و كاردان مي‌شناسيم كه بيست سال در راه اين كشور كوششها كرد و رنجها برد و سرانجام سود توده را در كناره‌گيري خود دانسته كناره گرفت.
اين بدگوييهايي كه از كساني مي‌شنويم بيشترش از آن است كه از تاريخ بيست ساله‌ی آن شاه و از اسرار سياسي ايران ناآگاهند و بسياري نيز نمك ناشناس و بدخواه مي‌باشند.
ما در زمان آن شاه به ستايش نپرداخته‌ايم چرا كه آن روز گمان چاپلوسي ميرفت. ولي امروز نبايد از حقايق پشتيباني ننماييم. رضاشاه به اين كشور نيكيها كرده و بايد ايرانيان از او قدردانی نمايند و يادش را با احترام كنند






۱۳۹۹ آبان ۱۸, یکشنبه

ایا محمدرضا شاه پهلوی یک خادم به میهن بود یا یک خائن

کاری از: ؟

ایا محمدرضا شاه پهلوی یک خادم به میهن بود یا یک خائن این پست با برسی اخرین مدارک طبقه بندی شده محرمانه امریکا که پس از چهل پنج سال تعدادی از انها ازاد شده و توسط پژوهشگر جناب دکتراندرو اسکات کوپر که پایان نامه دکترا ایشان در مورد رابطه ایران و امریکا بوده در دانشگاه کلمبیا کرسی تدریس تاریخ معاصر ایران نویسنده کتاب روزی سلاطین نفت و کتاب اخرین روزهای بهشت وکتاب پهلوی و اخرین روزهای پادشاهی شرق از جمله نگارشهای ایشان بوده و منبع این پست هم همین کتبها هست دکتر اسکات کوپر در میان کسانی که اهل مطالعه هستن چهره ای اشنا هست
اغاز این پرونده از شروع سال هفتاد میلادی اغاز میشه یعنی اغاز شروع قدرت ایران و خروج از دوران ضعف و هدایت شاه ایران از فشارهای هدایت کننده قدرت های غربی و این با سیاست های شاه فقید در مورد قیمت نفت و اعمال قدرت شاه در اوپیک و تمکین اعضای اوپیک در مقابل شاه ایران در ژانویه 1971ریچاردنیکسون در نامه ای از شاه درخواست کمک میکند اما شاه با اینکه دوست بودن این را نمیپذیرد و میگوید نمیتوانم پیشرفت اقتصادی و صنعتی کشورم را با اسایش مردم غرب معامله کنم کشور من در راه پیشرفت هست و ده سال دیگر ایران شانه به شانه ده کشور برتر جهان خواهد بود نیکسون در جواب میگوید کشورهای عربی حاضر هستن اما بخاطر ترس از شما میگویند حرف اخر را شاه ایران میزند، وزیر خزانه داری امریکا ویلیام سایمون در ملاقاتی با نیکسون یک ماه مانده تا جریان واترگیت به نیکسون میگوید تمام بدبختی ما زیر سر شاه هست(منظور از بدبختی همان بحران پمپ بنزینهای امریکا و کشورهای غربی اروپا بود که بخاطر قیمت بالا رفته نفت از سه دلار به دوازده دلار بوده که شاه ایران انرا رهبری میکرد) او یعنی سایمون میگوید نهم جولای 1974 او شاه را مقصر اصلی مشکلات اقتصادی جهان غرب میداند او نفت را یک سلاح سیاسی کرده و مارا در فشار گذاشته واین تا به امروز سابقه نداشته و این پتانسیل را او اجرا کرده و به روشنی میگوید اگر این ادامه پیدا کند اقتصاد کشورهای غربی ویران خواهد شد نیکسون میگوید شاه بسیار قدرتمند هست و شما حریف او نمیشوید من خود باید وارد عمل بشوم اما جریان واترگیت نیکسون را یک ماه بعد از این جریان مجبور به استعفا میکند و جراردفورد در کاخ سفید جای اورا میگیرد اما این اتفاق هنوز ادامه دارد در پمپ بنزینهای امریکا بنزین و گاز پیدا نمیشود مردم بریتانیا در خانه های خود از سرما در عذاب هستن(به مصاحبه بی بی سی در یوتوب با شاه فقید توجه شود) شاه فقید کوتاه نمی اید ودیگر کشورهای اوپیک مانند شاه عربستان به روشنی اعلام میکنند ما بدون اجازه شاه کاری نمیکنیم انها به روشنی از قدرت ایران در بیم و وحشت هستن ریس جمهور جدید امریکا جناب فورد مهمانی بسیار پرتجمل به افتخار دیدار شاه از امریکا ترتیب میدهد و دران مهمانی با حالتی ملتمسانه از شاه فقید درخواست کمک و کم کردن قیمت نفت میکند که در عرض یک سال از سه دلار به دوازده دلار رسیده اما شاه فقید براشفته میشود و میگوید ایا شما محصولات ذوب اهن خود رابا بالاترین قیمت نمیفروشید یا گندم خود را ایا ما هرگز از شما به بدی یاد کردیم؟ حالا چگونه هست که ما تنها محصول خودمان را که شما سالها به کمترین قیمت از ما خریدین و حالا ما میخواهیم انرا به قیمت درست به شما بفروشیم این برای شما قابل تحمل نیست؟ شما ارزان کنید قیمتهای خودتان را ما هم ارزان میکنیم.... ادامه در صورت اجازه مدیران برای نشر این پست در قسمت بعدی.

۱۳۹۹ آبان ۱۳, سه‌شنبه

در مورد پادشاهان پهلوی و مشروطه

 کاری از: ؟
چنگیز امیری در مقاله ای که در کیهان منتشر شده است از جمله می گوید:
1- ژان ژاک روسو حکومت خوب را حکومتی می‌دانست که نهادهای خوب و خدمتگزار عموم را گسترش دهد و خیر همگانی ‌را جایگزین منافع گروهی یا طبقاتی کند. با این اوصاف شاهان پهلوی با گذراندن قوانینی که دست شریعت را از سر جامعه کوتاه می‌کرد و با ایجاد نهادهایی که خدمات آنها شامل حال همه مردم ایران می‌شد، نظیر مدرسه و دانشگاه و بیمارستان و کارخانجات و… و پایان دادن به انحصار فرقه روحانیت بر آموزش و پرورش و بهداشت و همگانی کردن آنها با ایجاد ساختارهایی چون سپاه دانش، سپاه ترویج و آبادانی، سپاه بهداشت، خانه‌های اصناف، شوراهای شهر و روستا، گسترش بهداشت عمومی‌، پایه‌ریزی صنعت نوپای کشور و ایجاد کارخانه‌های مدرن و تحکیم زیرساخت‌های صنعتی و مهیا کردن امکانات برابر برای همگان تا بتوانند در صنعتی کردن کشور و بالا بردن رفاه عمومی ‌شریک باشند، ایجاد ورزشگاه‌های بزرگ و مدرن، بالا بردن درآمد سرانه ملی و از همه مهمتر در عصر پهلوی دوم، قانونی کردن حقوق زنان و آزادی پنجاه درصدی جامعه از یوغ بربریت اسلام شیعی و در ادامه آن انجمن‌های زنان و حق مشارکت در سرنوشت خویش، برپایی ارتشی قوی و سکولار که به جرات می‌توان گفت مهمترین بنیادی است که نه تنها حافظ کشور بود بلکه چون ساختارش از ابتدا بدون حضور موجودی به نام روحانیت شکل گرفته، سکولارترین و مدرن‌ترین نهادی بودکه شاهان پهلوی ایجاد کردند و در یک کلام به وجود آوردن دولت مدرن و گسترش تجدد، نماد اولین دولت ملی ایران بعد از هجوم اعراب است. با این اوصاف حکومت شاهان پهلوی، با وجود کاستی‌ها، حکومتی در مجموع خوب و قابل قبول بوده است. بدون پافشاری آنان بر قوانین عرفی (یعنی آن بخش از قانون اساسی که حق ملت را تعریف می‌کند در مقابل آن بخش که حق شرع و روحانیت را تعریف می‌کند) و زمینی کردن قوانین، ایجاد چنین نهادهای بنیادینی هرگز ممکن نمی‌بود. قاضی و یا وزیر شدن زنان و دخالت آنان در امور جاری کشور تقابل آشکار با نص صریح اسلام بود که زنان را کشتزار مردان می‌داند. اینگونه میدانداری زنان چیزی جز شمشیر کشیدن حکومت وقت به روی متولیان اسلام و تشیع نبود.
….
این نهادها چون در خدمت کل جامعه بوده و هر ایرانی می‌توانسته بدون تبعیض از خیرش بهره‌مند شود، جنبه ملی و همگانی داشته و خیر و خدمات این نهادها شامل حال تمام مردم ایران می‌شده است.
2- مهمترین اقدام شاهان پهلوی که هرگز جامعه به اصطلاح روشنفکری کشور آن را ندید یا با کوری ایدئولوژیک، خود را به ندیدن زد، پافشاری بر اصول عرفی قانون اساسی مشروطه بود. قانون اساسی مشروطه آمیزه‌ای از عرف و شرع بود که اصول شرعی آن ضدملی و فرقه‌ای، و اصول عرفی آن خدمتگزار همگان و به سود همه مردم کشور بود. در دعوای پیدا و پنهان شاهان پهلوی با تحجر شیعی، «روشنفکران» خودخوانده هیچگاه به یاری حکومت نیامدند تا قوانین عرفی را که چتر فراگیری بر سر همه مردم بود و خیرش نصیب همگان می‌شد با آموزش جامعه‌ای که هزار و چهارصد سال با زهر اسلام مسموم و معتاد شده بود به امری نهادینه شده تبدیل کنند و شرّ دخالت‌های تشیع را در زندگی عمومی که عامل اصلی بازدارندگی است یکبار برای همیشه از تصمیم‌گیری‌ها در سرنوشت کشو کم کرده و مذهب را به عرصه‌ی خصوصی برانند. آنان نه تنها این وظیفه را که وظیفه ذاتی روشنفکر است به عهده نگرفتند بلکه با ایدئولوژی‌زدگی به درجه‌ای از تنفر علیه پهلوی‌ها رسیده بودند که در همه برنگاه‌های تاریخی دعوای عرف و شرع، یا تجدد و ارتجاع، و یا به زبانی دیگر دعوای حکومت وقت و آخوندها، آنها به سود شرع و بر ضدعرف با نوشتن داستان و مقاله و ساختن فیلم و هر امکانی که همان حکومت برایشان مهیا کرده بود علیه دولت موضع‌گیری می‌کردند و هر اقدامی ‌که کشور را قدمی به جلو می‌برد در خدمت مطامع «امپریالیسم» و «سرمایه‌داری جهانی» قلمداد می‌کردند و سعی در تخطئه و بی‌اعتباری آن داشتند و در این راه تا آنجا پیش رفتند که آخوندها در مقام مظلوم نمایانده می‌شدند.
در حقیقت برخلاف روشنفکری غرب که شمشیر را از رو علیه کلیسا بست و حتی گاه با حکومت‌های مستبد ولی سکولار هم برای به حاشیه بردن کلیسا به عنوان عامل بازدارندگی جامعه متحد شد، روشنفکران ایرانی همواره از درگیر شدن با منبع جهل و خرافات و عقب‌ماندگی آخوندی طفره رفتند و حکومت را که سر آن داشت تا با زمینی کردن قوانین و پافشاری بر اصول عرفی، انسان ایرانی را بر سرنوشت خویشتن مسلط گرداند تنها گذاشتند. پافشاری بر اصول عرفی و زمینی کردن قوانین به خاطر فراگیر بودنش خصوصیتی ملی و ایرانی داشت و به همین دلیل شاهان پهلوی ملی‌ترین افراد سیاسی کشور بودند. در حقیقت شاهان پهلوی و مجموعه روشنفکران مشروطه با تعمد بخش شرعی قانون اساسی مشروطه را که که با تفرقه‌اندازی جامعه را به خودی و غیرخودی تبدیل می‌کرد مسکوت گذاشتند و همین بود که فریاد واشریعتای آخوندهایی نظیر مدرس و بعدها روح‌الله الخمینی بلند شد. نامه‌های خمینی به شاه بهترین گواه این موضوع است. در این نامه‌ها خمینی به درستی بارها شاهان پهلوی را به عدول از قانون اساسی متهم می‌کند. چون قوانینی که از مجلس می‌گذشت می‌بایست با شریعت شیعه جعفری اثنی عشری مطابقت می‌داشت و شاهان پهلوی به آن قسمت از قانون وقعی نمی‌گذاشتند.

3- همانطور که دکتر ماشاءالله آجودانی در کتاب «مشروطه ایرانی» گفته است ، دو آرزوی مشروطه‌خواهان از سه آرزوی آنان توسط رضاشاه بزرگ تحقق یافت : نخست، دولت ملی یکپارچه که هر ایرانی فارغ از گویش و دین خود از حقوق برابر برخورددار باشد؛ دوم، مدرن کردن ایران که با جدیت و پشتکار به پیش برده شد. آرزوی سوم یعنی گشایش سیاسی اما توسط شاهان پهلوی نادیده گرفته شد. 

۱۳۹۹ مهر ۲۸, دوشنبه

خمینی قبل از انقلاب کاملا قابل شناسایی بود

 کاری از: ؟
یکی از دروغ های بزرگ اکثر انقلابیون 57(به جز اون انقلابیونی که هنوز طرفدار آیت الله خمینی هستند) اینه که خمینی اونا رو فریب داده، این انقلابیون به دروغ که میگن خمینی قبل از انقلاب ژست یک شخصیت دموکراتیک مثل گاندی، نلسون ماندلا و... داشته ولی بعد از انقلاب ذات واقعی خودش رو نشون داده و به آرمان های قبل از انقلابش خیانت کرده!
در اینکه خمینی قبل از انقلاب، در راستای تقیه آخوندی، بخشی از اهدافش رو پنهان کرده بود، شکی نیست ولی حقیقت اینه که خمینی قبل از انقلاب کاملا قابل شناسایی بود، همونطور که نظر بخشی از اپوزیسیون حکومت پهلوی مثل شاپور بختیار و غلامحسین صدیقی درباره خمینی، چه قبل و چه بعد از انقلاب تفاوتی چندانی نداشت!
1-خمینی قبل انقلاب صادقانه کتاب ولایت فقیه(1349) و کتاب تحریر الوسیله(بین دهه چهل تا پنجاه) رو نوشته بود، دو کتابی که بسیاری از افکار خمینی رو شامل میشه، بسیاری از انقلابیون از چنین چیزی مطلع بودند، مثلا زمانی که خمینی به عراق تبعید شد، روحانیون شیعه نجف مواضع تندی علیه نظریه ولایت فقیه خمینی گرفتند و خمینی تلخ ترین لحظات زندگی اش رو در عراق سپری کرد، مگه میشه روحانیون عراقی از این نظریه خمینی مطلع باشند ولی شخصیت های انقلابی شاخص چنین چیزی ندونند؟
مثلا صادق قطب زاده که یک نقش اساسی در وقوع انقلاب داشت، در خاطرات خودش، به اختلاف نظر شدید خمینی با روحانیون شيعه عراقی به خاطر مسئله ولایت فقیه اشاره کرده و مطمئنا بقیه افرادی که به خمینی نزدیک بوده اند، از وجود نظریه ولایت فقیه اطلاع داشتند، فقط مردم عادی و انقلابیون درجه دو می تونند بگن از چنین چیزی اطلاع نداشته اند، اما علاوه بر این دو کتاب، خمینی مطالب زیادی رو در اطلاعیه هاش یا سخنرانی هاش منتشر کرده بود و به دست مردم رسونده بود و اکثر مردم هم چنین مطالبی رو شنیده یا مطالعه کرده بودند که در ادامه متن زیر می خوانید
2-خمینی قبل از انقلاب با حق رای زنان مخالفت کرده بود
3-خمینی قبلا موضعی تند علیه امثال احمد کسروی و آیت الله شمس آبادی گرفته بود که به ترور این دو نفر به ترتيب در سال های 1324 و 1355 منجر شد و این موارد دیدگاه خود درباره آزادی بیان را نشان داده بود، همچنین در زمان های دیگه هیچ وقت نقش یک نفر مثل گاندی رو بازی نکرد، مثلا زمانی که آیت الله خمینی در عراق حضور داشت، محمد رضا شاه یک پیام تسلیت برای مرگ آیت الله حکیم فرستاد و این پیام با واکنش مثبت و تشکر برخی از روحانیون برجسته شیعه از شاه ایران روبرو شد، خمینی از این اقدام اون روحانیون خشمگین شده بود و در واکنش به سوالات طرفدارانش، حمله طرفدارانش به اونا رد نکرده بود، در واقع با سکوت یا یک نظر دو پهلو، غیر مستقیم بهشون مجوز داده که می تونید بهشون ضربه بزنید، این مطلب رو صادق قطب زاده در خاطرات خودش نقل کرده
4-خمینی قبلا با استخدام مردان برای آموزش به دختران در مدارس و دانشگاه ها مخالفت کرده بود
5- با شاغل شدن زنان در ادارات و مجلس و شهرداری مخالفت کرده بود
6-او با ورود زنان به ورزش نیز مخالفت کرده بود و گفته بود می خواهند کاری کنند که مرد و زن با هم کُشتی بگیرند
7-خمینی بارها گفته بود که ایده تساوی زن و مرد، برخلاف اسلام است
8-او به اینکه غیر مسلمانان می توانند در انتخابات رای بدهند اعتراض کرده بود
9-خمینی به اینکه غیر مسلمانان می توانند در انتخابات کانديدا شوند هم اعتراض کرده بود
10-خمینی هیچگاه علاقه خود به امثال نواب صفوی(قاتل کسروی و مخالف مصدق و حکومت پهلوی)را پنهان نکرده بود، همچنین خمینی هیچگاه از شخصیت هایی مثل محمد مصدق تمجید نکرده بود
11-خمینی از حکومت اسلامی و جمهوری اسلامی سخن می گفت و هر انسان با سوادی منظور یک روحانی از حکومت اسلامی را درک می کند، در 500 سال اخیر کدام حکومت اسلامی مثل حکومت های غربی یا حکومت های ژاپن و کره جنوبی بوده؟
12-او بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی و ولایت فقیه را به رفراندوم گذاشت و انقلابیونی که امروز ادعا می کنند خمینی انقلاب را دزدیده به آن رای دادند
13-خمینی هر گاه از دموکراسی و آزادی سخن می گفت، بلافاصله چهارچوب اسلامی آن را ارائه می کرد، همیشه می گفت آزادی غربی نمی خواهیم و آزادی ما در چهارچوب اسلام است
13-ضمنا درسته که خمینی بخشی از سخنان مثبت قبل انقلاب خودش رو، بعد از انقلاب نقض کرد(مثلا قبل از انقلاب یک بار می گفت که دنبال رهبری بر کشور نیست یا وعده پیشرفت کشور در زمینه های مختلف را می داد) ولی در عوض بعد از انقلاب خیلی از سخنان منفی خودش در قبل از انقلاب رو اصلاح کرد مثلا بعد از انقلاب با حق رای زنان مخالفت نکرد، ورود زنان به ادارات رو ممنوع نکرد، ورزش زنان رو قدغن نکرد، حق غیرمسلمانان برای کاندید شدن در انتخابات رو منسوخ نکرد، حق رای غیرمسلمانان رو ممنوع نکرد، از آموزش مردان به زنان در مدارس و دانشگاه ها جلوگیری نکرد، خمینی که قبل انقلاب احمد کسروی را یک تبریزی بی سر و پا، نامیده بود، بعد از انقلاب درباره او گفت: کسروى یک آدمى بود تاریخ نویس، اطلاعات تاریخى‏ اش هم خوب‏ بود، قلمش هم خوب بود؛ اما غرور پیدا کرد!

در واقع ملی مذهبی ها و چپ ها فکر می کردند که خمینی یک آدم احمق هست و بعد از انقلاب می تونند استخوانی جلوی او بیاندازند و خرش کنند و با یک پست تشریفاتی فریبش بدهند و خودشون حکومت رو تصاحب کنند، بنابراین فعلا او رو تبدیل به بت کنند و از تمام سخنان و اعمال او چه درست و چه غلط، حمایت کنند تا حکومت پهلوی سرنگون بشه، بعد از انقلاب هم که این آخوند کم سواد توانایی تشکیل حکومت رو نداره ولی خمینی از همه شون باهوش تر بود و وقتی خمینی با همون ایدئولوژی قبل انقلابش، خود این انقلابیون رو از سفره انقلاب دور ریخت، یهویی اینا ادعا کردند که خمینی رو نشناخته ایم و فکر می کردیم کوروش و گاندی و نلسون ماندلا ظهور کرده! 

۱۳۹۹ مرداد ۱۴, سه‌شنبه

مصدق

 سخنان دکتر پیروز مجتهدزاده در خصوص ملی شدن صنعت نفت و دکتر محمد مصدق به دقت گوش کنید جهت اطلاعات شما خوبه.
 
 https://www.facebook.com/hamid.modaresi.357/videos/575509109559750/?t=202

۱۳۹۹ مرداد ۶, دوشنبه

بخشی از کارهای عمرانی پدر ایران نوین

کاری از: ؟
ان مرد امد با چکمه های از جنس اراده و عشقی به زیبایی تمام ایران. امد تا افکار کهنه مردم شپش و تراخم زده قجری زیر چکمه های اراده خود له کند. در دورانی وارد گود سیاسی جهان شد که استالین به صدها هزار تن از مردم خود رحم نکرد،ارامنه در ترکیه قتل عام شدند و یهودیان در المان در کوره های ادم سوزی هیتلر سوخته شدند .اما دیکتاتور کسی شد که دانشگاه ساخت و جوانان این سرزمین با بورسیه دولتی راهی اروپا کرد‌‌. همتی به بلندای دماوند داشت تا نیروهای تجزیه طلب ،از شمال تا جنوب و از غرب تا شرق این سرزمین را ساکت کند تا ایران ایرانستان نشود
بخشی از کارهای عمرانی پدر ایران نوین در زیر اشاره می کنم نام یادش گرامی
1 : لغو بانک شاهنشاهی که به صورت مستقیم توسط انگلستان کنترل می شد و تاسیس بانک سپه ایران بعنوان اولین بانک ایرانی .
2 : تاسیس اولین دانشگاه رسمی ایران و پایتخت با نام دانشگاه تهران .
3 : ایجاد اولین امواج رادیویی در کشور با استفاده از مهندسان ایرانی از جمله دکتر حسابی .
4 : ساخت اولین راه آهن سراسری ایران از دریای خزر تا خلیج فارس با بودجه ی داخلی بر سر مالیات های قند و شکر و چای .
5 : اعزام بسیاری از دانش آموزان و دانشجویان ممتاز با بودجه ی دولت به دانشگاههای خارجه برای آموختن دانش نوین .
6 : سازمان دهی عشایر و مستقر کردن آنان در محل های مختلف
7 : ایجاد اولین ارتش نوین ایران و مجهز کردن ارتش به سلاحهای پیشرفته
8 : ساخت اولین کارخانه ی هواپیما سازی در کشور با خرید امتیازات هواپیما های آلمانی
9 : ایجاد دادگاهها و داد گستری های نوین و به شکل امروزی در کشور
10 : شهرسازی مخصوصا در پایتخت و ساخت مهم ترین خیابانهای پایتخت از جمله خیابان ولیعصر و انقلاب امروزی که از بزرگترین و طویل ترین خیابانهای خاورمیانه محسوب می شوند .
11 : ساخت اولین فرودگاه بین المللی کشور در سال 1318 با کمک مهندسان آمریکائی با نام فرودگاه مهرآباد
12 : ساخت یکی از مهم ترین پل های ارتباطی راه آهنی جهان در دل کوهها با نام پل ورسک
13 : جاده سازی های مختلف در سرتاسر کشور از جمله ساخت جاده ی حیاتی در دل کوهها با سختی بسیار و امکانات نا چیز با نام جاده چالوس و ساخت تونل عریض کندوان با سختی های بسیار و با استفاده از بیل و کلنگ و ساخت بسیاری از جاده های کشور و راههای ارتباطی از جمله جاده ی لرستان – جاده ی شیراز و ..... .
14 : گسترش تا حدودی وسائل ارتباطی و مخابرات در کشور و تاسیس دانشکده ی مخابرات در ایران
15 : مبارزه با راه زنهای آن زمان که با قرار گرفتن بر سر راههای مسافران چپاول میکردند و مبارزه با شورش های عظیم در هر نقطه از کشور و بیرون کشاندن کشور از چند پارچگی و جلوگیری از تجزیه . ایجاد امنیت در کشور
16 : کشف حجاب ( همسان ساختن زنان ایرانی همچون زنان اروپائی و مترقی و راه دادن زنان جامعه به عرصه های اجتماعی و ورزش های بین المللی ) و همچنین واجب کردن کت و شلوار برای مرد ایرانی و کلاه موسم به کلاه پهلوی
17 : واجب کردن نام خانوادگی برای هر ایرانی که تا قبل از آن ایرانیان را با اسم کوچک و یا نام های ساختگی صدا میزدند و انتخاب نام خانوادگی پهلوی برای خاندان خود و ترویج انتخاب نام خانوادگی در کشور
18 : واجب کردن و صدور یک جلد شناسنامه یا سه جلدی برای هر نفر ایرانی که تا قبل از آن چیزی به این عنوان وجود نداشت
19 : لغو تمام قرار دادهای ننگینی که در رزیم قبلی مخصوصا در اواخر عصر قاجار با دوول روس و انگلیس بسته شده بود و بی اعتبار کردن آن قرار دادها در بین عموم
20 : اجبار کردن خدمت سربازی برای هر جوان ایرانی
21 : ایجاد اولین کاوش های بر روی تخت جمشید . رضا شاه با کمک باستان شناسان خارجی برای اولین بار کار کاوش بر روی بنای تخت جمشید را آغاز کرد
22 : رسیدگی و ساخت و ترمیم آرامگاه نادر شاه بزرگ و ساخت بنای سعدیه آرامگاه سعدی و ساخت حافظیه بنای آرامگاه جافظ به شکلی که امروزه میباشد با کمک معماران اصیل ایرانی و رسیدگی و ساخت بنای شاعر بزرگ ایرانی فردوسی در شهر توس مشهد
23 : ایجاد بساط تفریحی و شادی از جمله کاباره ها و کلوپ های رقص و مرسوم کردن خوانندگی در کشور
24: نابودی حرمسراهای شاهانه که در اکثر پادشاهان ایرانی رواج داشت
25 : دوری جستن از استمعار پیر و شوروی استعمار گر و سوق گیری و جهت گیری وی به سوی آلمان ها که هرگز از ایران بعنوان یک استعمار برای خود نگاه نکردند و همین امر سبب دشمنی انگلیس ها با رضا شاه و سرانجام اشغال ایران و تبعید وی شد
 
 May be an image of 2 people

*رضاشاه دیکتاتوری مقتدر، اما نه خون‌ریز!*


*رضاشاه دیکتاتوری مقتدر، اما نه خون‌ریز!*

من نه ارادتی به دیکتاتوری دارم، نه اراداتی به حکومت سلطنت مطلقه. اما با کسانی که از رضاشاه به عنوان یک دیکتاتور خون‌خوار یاد می‌کنند نیز مخالفم. رضاشاه را باید در ظرف زمانی خودش بررسی کرد. او در دوره‌ای حکومت 
می‌کرد که در اروپا دیکتاتورهای خشنی مثل هیتلر و موسولینی و فرانکو و سالازار حکم می‌راندند و در روسیه هیولایی چون استالین. بااین‌حال رضاشاه، در قیاس با این دیکتاتور‌ها، بسیار دموکرات بود و مرتکب هیچ نسل‌کشی یا قتل‌عامی نشد. کل مقتولین رضاشاه از انگشتان دو دست تجاوز نمی‌کنند (مدرس، عشقی، تیمورتاش و...). موقعی که حزب کمونیست ایران غیرقانونی اعلام و سرانش محاکمه شدند، حداکثر حکم برای آن‌ها ده سال زندان بود (اَرانی البته در زندان مرد).

غرض این‌که رضاشاه در قیاس با همهٔ شاهان ایرانی و چه بسا همتایان اروپایی و روسی‌اش کم‌ترین قتل سیاسی را انجام داد. نه اردوگاه مرگ تأسیس کرد، نه مثل اسلافش و اخلافش از کشته پشته ساخت. مقایسه کنید آمار اندک «قربانیانش» را با بیست میلیون قربانیان هیتلر و استالین.
تازه رضاشاه در یک کشور عقب‌ماندهٔ آسیایی حکومت می‌کرد و نه در مهد گوته و تولستوی. پس من نمی‌توانم او را دیکتاتوری خشن و خون‌ریز بنامم؛ هرچند رهبر اقتدارگرا، بااُبهت و کاریزماتیکی بود.

در این نوشته کاری به اقدامات عمرانی‌اش و نهادسازی‌هایش ندارم که بحث جداگانه‌ای را می‌طلبد. فقط خواستم بگویم لقب «دیکتاتور خون‌ریز» مطلقاً به این شاه ایرانی نمی‌چسبد. مدارای او در برابر مخالفانش به راستی تحسین‌برانگیز است؛ بله تحسین‌برانگیز!

بیژن اشتری، 
نویسنده و مترجم

# رضا شاه